|
فروش انواع عسل های گیاهی با کیفیت عالی
|
|
|
|
||||||
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389ساعت 12 توسط ح.طباییان
|
|
|||||||
|
|||||||
|
|
|
||||
|
عسلهای تولیدی این موسسه شامل :
عسل آویشن: عسل کنار: 1-
آنتی باکتریال قوی ۱-درمان بیماریهای صفراوی
کودکان بالای یکسال : 10-30 گرم روزانه
عسل گون: عسل سیاه دانه: ۲- آرام بخش ۲-تقویت کننده کلیه ومجاری ادرار عسل گشنیز:
عسل یونجه: 1- آرامبخش و تنظیم خواب 2- رفع اسپاسم های ماهیچه 3- تقویت سیستم هاضمه ۱-تقویت سیستم بینایی 4- رفع تنگی نفس 2- تقویت پوست 3- مفید جهت رشد کودکان 4- رفع رماتیسم 5- درمان گرفتگی عروق 6- رفع بیماریهای قلبی و عروقی
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم فروردین 1389ساعت 14 توسط ح.طباییان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فروشگاه عسل طباییان مركز توليد وتوزيع عسل طبيعي وفرآوردهاي زنبورعسل(ژله رويال،گرده گل،موم،بره موم)
شماره ثبت:96206 شماره پروانه بهره برداري: 151015 اولين مركز توليد وتوزيع عسل طبيعي وفرآوردهاي زنبور عسل(ژله رويال،گرده گل،موم،بره موم)با مجوز رسمي از وزارت بهداشت و سازمان دامپزشكي كشوردرشهرستان شهرضا اينك افتخار دارد به عنوان يكي از شركتهاي موفق ومبتكر ايراني در راستاي تحقق اهداف عاليه خود از قبيل آشنايي هموطنان عزيز با محصولات متنوع وسودمند زنبور عسل وخواص دارويي-غذايي اين گنجينه شفا بخش به معرفي مختصري از اين محصولات بپردازد. عسل يك محصول غذايي مفيد و يك اكسيرپر ارزش است كه از قرنها پيش به عنوان عاليترين ومقوي ترين غذاها شناخته شده همچنين به خاطر ويژگيهاي شفا بخش خود در درمان اكثر بيماريها در بين تمام ملل كاربرد داشته است. ماده اصلي آن شهد گلها وگياهان معطر است كه توسط زنبوران عسل پس از مكيدن گلها تغليظ وتغيير شكل يافته وبه عنوان يك غذاي خوشمزه وكامل دردسترس انسان قرار ميگيرد. عسل به عنوان يك هديه پر ارزش در طبيعت يافت شده وخداوند در قرآن كريم به عنوان فيه شفا للناس (شفاي مردم در آن است )ياد ميكند و پيامبر گرامي وائمه معصومين در زمان حيات خويش بنا به روايت واحاديث متعدد از آن استفاده مينمودند وخواص شفا بخش آن را در درمان بيماريها يادآور شده اند. آنچه مسلم است اهميت عسل در طب قديم به مراتب بيشتر از حال حاضر بوده است چنانچه ابوعلي سينا فيلسوف و بزرگترين شخصيت ايراني يك هزار سال پيش دركتاب قانون خود نسخه هاي زيادي در باب عسل وموم تجويز ميكرداز نظر ايشان عسل در هنگام زيادشدن بلغم،بدن را تقويت ونيرو را زيادواشتها را باز ميكند،عسل جواني را جاودان مي سازدوحافظه را نيرو بخشيده ،انديشه راپاك،زبان را مي گشايدودرد را ريشه كن ميكند همچنين عسل درتسكين دردها ي مفصلي بسيار موثراست خستگي عمومي بدن را ازبين ميبردواحساس سرمارارفع ومقاومت بدن را افزايش ميدهد از نظربقراط حكيم ،بنيان گذار طب يوناني هر داروئي از مواد غذائي درست ميشود وهر غذائي جانشين دارو ميگردد وعسل به اين هر دو شرط جوابگواست. در اغلب منابع ابتداي قرن بيستم در مورد خواص ضد باكتري وزخم درماني عسل تحقيقات بسياري انجام شد ه است . در دو دهه اخير تحقيقات در مورد خواص ضد ميكروبي عسل وخواص ترميمي آن به اثبات رسيده واين تحقيقات اثرات پانسماني عسل را در درمان جراحات ،سوختگيها و عفونت هاي شديد با ساير درمانها شناخته شده مقايسه كرده وتاثير فراوان مناسبتر عسل را ياد اور شده اند اثرات تغذيه اي ؛ عسل غذائي سالم وراحت الهضم ،طبيعي وپر ارزش است .داراي كربوهيدرات ،پروتئين ،آنزيم ومقداري ويتامين است يك قاشق عسل داراي 60 كالري انرژي و11 گرم كربوهيدرات ،1/ ميلي گرم كلسيم و2/ ميلي گرم آهن 1/ميلي گرم ويتامين B1 وويتامينهاي B6،B5،B3،B21 ميلي گرم ويتامين C است ساير مواد موجود در عسل شامل پروتئين ،املاح معدني (مس،روي،منيزيم،پتاسيم،گوگرد،فسفات،كلريد سديم) آنزيمها ويتامينها وگرده گل ميباشد. عسل داراي رنگهاي مختلف از زرد تا قهوهاي تيره است كه اين تنوع رنگ بستگي به نوع شهدي دارد كه زنبور از آن استفاده مي كندورايحه (عطر)وطعم عسل به وجود دياستاز واينهبين موجود درعسل بستگي داردقابل توجه دوستان عزيز، تشخيص كيفيت عسل و عناصر اصلي موجود درعسل از طريق فيزيكي قابل شناسايي نبوده وفقط از طريق آزمايشات شيميايي كه توسط آزمايشگاههاي استاندارد انجام ميشود قابل قبول ميباشدلذا توصيه ميشود مشتريان گرامي براي خريد عسل طبيعي به مشخصات كامل بر روي برچسب معتبر ظروف بسته بندي بهداشتي كه داراي شماره ثبت،شماره پروانه بهداشتي(شناسه نظارت از وزارت بهداشت )تاريخ توليد وانقضاء ،آدرس صحيح محل توليد و همچنين درب حاوي پلمپ بون خدشه توجه نمايند.اكنونخواص درماني عسل طبيعي به اختصار بيان ميشود. عسل وطول عمرعسل طول عسل عمر را طولاني وبه تقويت اعضاءبدن ميپردازدخستگي را برطرف ودر افزايش نيروي جواني و قدرت بدني نقش به سزايي داردعسل دوران جواني را طولاني وغذاي مهم ضد پيري است وبراي حفظ سلامتي موثر است . عسل وكودكان:عسل يك غذاي مفيد براي كودكان بوده ميتوان يكسال پس از تولد به عنوان تغذيه مناسب جهت رشد وهمچنين بلحاظ اينكه نوزاد ازشير مادر محروم بوده ومصرف شيرهاي گاو وساير غذاهاي جايگزين آن بايد با شكر شيرين شوند و همين امر منجر به ناراحتي روده در نوزاد ميشود و انتخاب عسل به دليل انكه عوارض فوق راندارد ومستقيما جذب خون ميشود وباعث جذب آب وكاهش كلسيم خون شده از شب ادراري كودكان جلوگيري ميشودوهمچنين براي كم خوني و سوءهاضمه مفيد ميباشد. عسل و حافظه:نتايج آزمايشات و تحقيقات دانشمندان كه بلحاظ ويتامين (د)موجود درعسل اعمال كلسيم وفسفر در بدن تنظيم ميشود وسبب تقويت حافظه ميگردد وهمچنين صمغ موجود در عسل نميگذارد جدار عروق سفت شود وآن را نرم نگه ميدارد ودر نتيجه مواد غذايي بهتر به مغز و اعصاب ميرسد ومطالب بهتر در حافظه ميماند وكمتر دچار فراموشي مي شويم. عسل وخون :عسل ضد كم خوني است وباعث افزايش هموگلوبين خون مي شودوجود ويتامين( ب )در عسل در رشد ونمو كودكان بسيار مؤثر است و از جمله خصوصيات عسل اينكه ميزان قند خون را به حالت تعادل در مي آورد. عسل و دستگاه گوارش:عسل براي دستگاه گوارش و فعاليت جهاز هاضمه بسيار مؤثر است و به علت داشتن آهن ومنگنز به هضم غذا كمك كرده ترشح شيره معده را به حالت طبيعي بر مي گرداندبراي رفع ترشي معده توصيه شده بعد از غذا يك قاشق غذاخوري عسل را با آب ولرم مخلوط نموده ،جرعه جرعه ميل نمايند. عسل همچنين براي درمان زخم معده اثني عشر ورم معده و روده مفيد است دارا بودن اسيد فوليك دردهاي روده را به خوبي تسكين ميدهد وبه جهت وجود اسانسهاي فرار (عطر گياهان مختلف )نارسائيهاي ناگوار روده را برطرف ميكند .داشتن خواص ضد ميكروبي ،مقوي معده وروده بوده و موجب تسهيل عمل دفع و لينيت مزاج ميشود.بهتريتن اوقات براي مصرف عسل براي اين گونه بيماران گوارشي صبح ناشتا و2ساعت قبل از نهار و3ساعت بعد ازشام به روشي كه ذكر آن شد انجام شود. عسل واعصاب: مصرف روزانه عسل به طبيعي بودن خواب كمك ميكند وسر دردرا كاهش ميدهد حالت ناتواني عصبي را بر افرادي كه تعادل عصبي ندارند كاهش ميدهد ودليل علمي آن وجود ويتامين (د) درعسل تنظيم اعمال بين كلسيم وفسفر دربدن ميباشد عسل علاوه بر اينكه يك غذاي كامل است يك اكسير پر انرژي نيز ميباشد به طوريكه گلوسيدهاي موجود در عسل پس از مصرف در زمان كوتاهي انرژي و نيرو توليد مكند و تحمل بافتي و قدرت ترميم بدن را افزايش ميدهد به همين علت ورزشكاران قبل از تمرين هاي ورزشي خود عسل مصرف ميكنند تا زملن فعاليت خود را افزايش دهند. عسل و بيماري قلبي: به علت تركيبات موجود درعسل تاثير بسيار مهمي روي عضلات قلبي وتحريك وتقويت آن داشته ،باعث گشاد شدن رگها ،تنظيم فشار خون،متعادل شدن ضربان قلب گرديده واز سكته قلبي جلوگيري ميكند به واسطه وجود آنزيمها درعسل چربيهاي اطراف قلب راآب ميكند بنابراين توصيه ميشود افراد ميانسال به بالا هر روز يك قاشق غذاخوري عسل را با نصف ليوان آب ولرم مخلوط كرده و بنوشند عسل وكليه:بهترين پادزهر سموم مختلف بدن وهمچنين ضد عفوني كننده مجاري ادرار اگر با آب مقطر مصرف شود باعث رفع تشنگي ،زياد شدن ادرار و خردشدن سنگهاي كليه ومثانه ميگردد. عسل و مفاصل:عسل دردرمان نارحتيهاي مفصلي تاثير به سزايي دارد مصرف روزانه 3بار يك قاشق غذاخوري سركه سيب وبه همين مقدار عسل در يك ليوان آب براي درمان آرتروز ،دردمفصل وسخت شدن مفاصل بسيار مفيد است دردها را تسكين ،نرم وپر تحرك مي كند. عسل وبيماريهاي تنفسي :عسل در درمان ناراحتيهاي ريوي ،عفونتهاي ناحيه حلق،سرفه ،گرفتگي صدا وسينه بكار ميرود خاصيت درماني آن بلحاظ ضد باكتريايي بودن آن وخاصيت ضد التهابي ميباشد همچنين در تقويت شش ها و وپيشگري از عفونتهاي سلي بسيار مفيد است. مصرف عسل از پيري زود رس جلوگيري ميكند وبراي ترميم زخمها و سوختگيها ،بيماريهاي دهان ودندان ،پوست ومو ،بيماريهاي كبدي ومقاومت بدن وناراحتيهاي جنسي به تنهايي ويا مخلوط با داروهاي گياهي مورد استفاده قرار ميگيرد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 18 توسط ح.طباییان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یا مَن اسمه دواءُ وَ ذکره شفاءُ
رسول گرامی اسلام (ص) می فرماید: کسی که در هر ماه سه بامداد عسل بخورد به قصد شفایی که خداوند متعال در قرآن کریم درباره عسل فرموده است از بیماری های زیاد مصون می ماند.
م.کالینین(m.kahinine) می نویسد: مردم مانند جویندگان طلا و الماسند : آنچه را ارزشمندتر و نشانه هوشمندی است فراهم می آورند ، بر می گزینند و دهها سال به آن می پردازند . در طی صدها سال ملتها در طبیعت مقادیر زیادی دارو کشف کرده اند که احتمال دارد در آزمایش زمان تاب نیاورده و به بوتۀ فراموشی سپرده شوند.ولی انگبین(عسل)زنبوران عسل ،در این آزمایش همواره سودمند بوده و مسلمأ در آن یک داروی عالی برای درمان دردهای بیشمار وجود دارد.
رسول اکرم(ص) می فرماید مومن مانند زنبور عسل است : اگر با او کنار بیایی و همکاری کنی او هم سودمند است . اگر از او اندرزی بپرسی او برای تو سود بخش است. اگر در کنار او بنشینی برای تو سود آور است همه چیز او سودمند است چون همه چیز زنبور عسل (عسل ، گرده ، ژله رویال و...)سودمند است.
متخصصین علم زنبور شناسی می گویند علت اینکه ملکه زنبور عسل در 24 ساعت می تواند در حدود 2000 تخم بگذارد و مدت 3 تا 5 سال زندگی کند (در حالی که عمر زنبورهای دیگر 45 تا 60 روز است)این است که ملکه غذای مخصوصی تغذیه می کند که سایر زنبوران به جز سه روز اول مرحله رشد به آن دسترسی ندارند این غذای مخصوص ژله رویال نام دارد و اهمیت آن در زندگی زنبور عسل همانند نقش شیر مادر در زندگی نوزادان است. استفاده بهینه از مخلوط گیاه درمانی با عسل دکتر موهر گفته است زنبور عسل امکان درمان بسیاری از بیماریها را فراهم می سازد و بهترین دوست کوچولوی آدمی در دنیا است. از خواص شفابخش دیگر عسل آن است که هر دارویی که با عسل مخلوط شود و یا همراه آن مصرف گردد(اعم از داروهای گیاهی و شیمیایی) خواص شفابخش آن چندین برابر می شود از این رو امروزه در صنایع داروسازی از عسل برای پوشش داروهای تلخ مزه و بسیاری از داروهای دیگر مخصوصأ شربت های سینه استفاده می شود. فیثاغورس در آثار پزشکی خود تایید می کند که عسل دارای خواص پزشکی قابل ملاحضه و بسیار متنوع است. وی و پیروانش از شیوه غذایی منحصر به گیاه و عسل پیروی می کردند. در زوریخ(سوئیس) در یک درمانگاه اختصاصی که بیش از پنجاه سال است بوسیله دکتر بیرشربنر(bircher benner)تاسیس شده بیماریهای گوناگون را با روش دقیق گیاهخواری همراه با عسل درمان می کنند. به عقیده بنیانگذارانش ، آدمی برای داشتن تندرستی کامل از هر چیزی باید خوراکی های طبیعی مرکب از سبزیهای تازه و میوه ها ، فرآورده های لبنی و به جای قند از عسل استفاده نماید. اینک پزشکی علمی چون پزشکی تجربی تشخیص داده اند که انگور داروی بیماری های کبد ، پوره سیب داروی بیماری معده و کومیس(شیر تخمیر یافته مادیان ، الاغ و گاو)داروی سل است.در صورتی که این فراورده ها را با عسل بخورند اثرشان تشدید میشود.امروزه در طب سنتی و گیاهی عسل به خاطر خواص و طعم استثنایی خود از اهمیت بسزایی برخوردار بوده و می تواند به تنهایی یا همراه با سایر گیاهان دارویی مورد استفاده قرار بگیرد. در این روش معمولأ از عسل برای شیرین کردن (جوشانده ، دم کرده ، خیسانده های گیاهی) مخلوط با عصاره و پوره میوه ها سبزیها ، همراه با پودر (سائیده گیاهان)و بطور کلی در تهیه پمادها ،ضمادها وهمچنین سایر مصارف بهداشتی و طبی استفاده می شود. ائمه معصومین نیز در این مورد بسیار تاکید کرده اند. حضرت امام علی النقی(ع) در درمان بیماری نوبه (مالاریا) چنین می فرماید: در روز نوبه فالوده ای از عسل و زعفران به بیمار بخورانید ، سعی کنید زعفران در آن فالوده بسیار باشد ولی احتیاط کنید که بیمار در آن روز غذای دیگری نخورد. گیاه درمانی در حال حاضر به علت تاثیر ملایم گیاهان دارویی در مقایسه با داروهای شیمیایی ، مورد توجه فزاینده ای قرار دارد. امروزه گیاه درمانی از حالت تجربی بدوی و از پوسته جادویی و اسرار آمیز خود درآمده و مؤثر بودن آن از نظر بالینی و علمی به اثبات رسیده است . در صورتی که شیوه درست استفاده کردن آنها را بدانیم بسیار مؤثر خواهد بود. در روش گیاه درمانی با عسل باید نوع بیماریها مخصوصأ بیماریهای حاد مزمن دقیقأ تشخیص داده شود و بعد جهت معالجه آن اقدام گردد و این کار فقط به عهده پزشک معالج می باشد. عسل و بيماران ديابتي اكثر بيماران ديابتي اين سؤال را درذهن خود دارند ، براي جواب تا اين حد مي توان گفت كه د رمورد ديابت شيرين مصرف عسل همان قدر مضّر است كه مصرف قند ضرر دارد ولي با توجه به خواص جانبي عسل و همچنين وجود فركتوزكه جهت جذب به سلولها نيازي به انسلين ندارد ، ميتوانند عسل را جايگزين مقدار قند مصرف روزانه خود قرار دهند و بايد توجه داشته باشند كه مصرف عسل به عنوان قند اضافي در رژيم غذايي آنها مجاز نيست چرا كه عسل علاوه بر فروكتوز به همان نسبت هم گلوكز دارد.
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 18 توسط ح.طباییان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
عسل و بيماريهاي گوارشي تمام افرادي كه دچار بيماريهاي گوارشي هستند به نفعشان است كه عسل را جايگزين قند وشكر قرار دهند . توصيه مي شود مبتلايان به زخم معده عسل را در رژيم غذايي خود داشته باشند . عسل خاصيت مليني ملايني دارد بنابراين افراد مبتلا به يبوست با يك رژيم غذايي مناسب ازعسل وضعيت بهتري خواهند داشت . -بیماریهای دستگاه گوارش درمان تقویت معده روشهای درمان الف-با آرد گندم و عسل و زعفران حلوا درست نموده و میل نمایید. ب-پودر بالنگ را با عسل مخلوط نموده و مصرف نمایید آن تقویت کننده معده و احشاء می باشد. ج-شیر و عسل برای معده بسیار نافع است و روده ها را نرم می کند به سالمندان توصیه می شود اگر می خواهند شیر در معده آنها سریعتر هضم شود با عسل میل نمایند. درمان زخم معده الف-انجیر و عسل را به نسبت مساوی مخلوط نموده و میل نمایید بسیار نافع است. ب-20 گرم برگ و ریشه کاسنی را بجوشانید و صاف کرده آن را با عسل صبح ناشتا دو فنجان میل نمایید. درمان درد معده امام صادق (ع) فرموده است که خوردن عسل با آب گرم درد معده را برطرف می کند. Hendrich & roys در کاوشهای خود در سالهای مختلف عسل را برای درمان دردهای معده مفید دانسته اند. درمان نفخ معده امام صادق(ع) می فرماید که خوردن عسل با سیاه دانه جهت رفع گازهای شکم (نفخ معده) مفید است. روشهای درمان الف-کره و عسل برای نفخ معده مفید است. ب- یک قاشق غذاخوری پودر زنیان را با عسل بعد از غذا تناول نمایید. ج-پودر بالنگ مخلوط با عسل مؤثر واقع می شود. درمان ترش کردن معده در موقع ترش کردن معده و باد گلو(آروغ زدن)و بدون اراده آب از دهان جاری شدن که از علایم سردی معده است جهت معالجه باید تا بهبودی کامل صبح ناشتا به میزان یک قاشق چایخوری عسل میل نمایید. درمان آروغ زدن روشهای درمان الف-مریم نخودی و آویشن شیرازی به میزان یک مثقال از هر کدام در چای دم کرده و پس از صاف کردن با عسل بنوشید. ب-یک قاشق چای خوری پودر زیره سیاه را همراه با عسل میل نموده و پس از بهبودی مصرف را قطع کنید. درمان ورم معده و روده یک قاشق غذا خوری پودر ریحان را در نصف لیوان دم کرده و صاف کرده آن را با عسل روزانه یک یا یک و نیم لیوان در روز بتدریج مصرف کنید درمان کننده ورم معده ،روده و یبوست است. درمان انگل های دستگاه گوارش 1- کرم آسکاریس : 8 گرم پودر گل بومادران را با عسل مخلوط نموده و میل نمایید آن کشنده کرم آسکاریس و بعضی از انگلهای دستگاه گوارش بوده و سبب مرگ و دفع آنها می گردد. کرم کدو روشهای درمان بزرگسالان الف- 50 تا 100 گرم تخم کدو را کوبیده مخلوط با عسل صبح ناشتا میل نمایید. ب-مقداری پونه(پودنه)را کوبیده آب آن را بگیرید و با عسل و نمک مخلوط کنید جهت دفع کرم کدو نافع است. ج- اگر شاخ گاو را خشک نموده و براده نمایید و دو مثقال (8 گرم) آن را با عسل بخورند جهت دفع کرم کدو مؤثر واقع می شود. خردسالان روشهای درمان الف-25 الی 50 گرم مغز تازه تخم کدو را کوبیده و با عسل مخلوط قبل از خواب مصرف نمایید. ب-دو لپه سیر را در یک لیوان شیر جوشانده و با عسل شیرین کنید و این جوشانده خوش طعم را قبل از خواب به طفل بدهید تا کرم دفع شود. درمان انواع کرم روشهای درمان الف-دو کیلو کلم قرمز را خرد کرده و آب آن را بگیرید وهم وزن آن عسل مخلوط کنید ، سپس آن را جوشانده تا به صورت شربت غلیظی درآید کف آنرا گرفته و بگذارید سرد شود. روزی سه بار هر بار یک قاشق مربا خوری میل نمایید تغذیه آن هر نوع کرمی را برطرف و دفع می نماید. ب- در درمان کرمهای روده لیمویی را با پوست و گوشت و دانه های آن را له نموده و به مدت 2 ساعت در مخلوط آب و عسل بخیسانید سپس صاف کرده و قبل از خواب بنوشید. ج- اگر بچه ای کرمک دارد تخم لیموی له شده را مخلوط با عسل قبل از صبحانه به او بدهید. درمان استفراغ روشهای درمان الف-پوست نارنج خشک را ساییده با عسل مخلوط نموده سپس آن را به صورت شربت تهیه نمایید و بنوشید. ب-صبح و ظهر و شب با هر وعده غذا یک قاشق چای خوری پودر زنیان با عسل میل نمایید. درمان سرد مزاجی افراد سرد مزاج باید هندوانه را با عسل بخورند به این طریق که بالای هندوانه را سوراخ نموده و مقداری عسل در آن بریزید سپس به مدت چند روز در یخچال گذاشته وبعد میل نمایید آن بسیار مفید خواهد بود. درمان اسهال حضرت علی(ع) فرموده است که شربتی که از عسل و آب باران تهیه شود طغیان اسهال را فرو خواهد نشاند. 1-اسهال ساده روشهای درمان الف-خوردن آب هویج با عسل برای تحریک روده ها و درمان اسهال مفید است. ب-یک مشت پوست پیاز را به مدت ده دقیقه جوشانده و صاف کرده آن را با عسل روزی 3 تا 4 فنجان در روز بنوشید. اسهال خونی(دیسانتری) روشهای درمانی الف-پوست، گوشت و هسته انگور را کوبیده با عسل مخلوط نموده و مصرف نمایید آن برای درمان اسهال خونی بسیار نافع است. ب-بقراط حکیم خوردن کلم پخته با عسل را در رفع دیسانتری مؤثر می داند. درمان استسقاء(آب آوردگی) سرکه که در آن اندکی ماذریون خیسانده باشند مخلوط با عسل جهت استسقاء مفید است. ترک اعتیاد معتادان به تریاک و مواد مخدر می توانند جهت ترک اعتیاد دانه های اسپند را بو داده و بعد کوبیده ، با عسل مخلوط کرده ، میل نمایند. درمان مسمومیت خوردن مخلوطی از شوید(شبیت ، شویگران) و عسل مسمومیت را درمان و در صورت مداومت ایجاد استفراغ می نماید. کسی که با تریاک مسموم شده باشد قبل از خارج شدن از معده او می توان مقداری عسل را در آب گرم حل نموده و به او خورانید و او را وادار به استفراغ نمود تریاک از معده او خارج شده و از خطر سم رهایی می یابد. خوردن تره با عسل پادزهر سموم مخصوصأ مسمومیت های غذایی است. درمان یبوست خاصیت ملین بودن عسل از دیرباز شناخته شده است و غیر قابل انکار است. کسانی که دارای یبوست هستند بهتر است به جای شکر سفید از عسل یا شکر خام استفاده نمایند. عسل یک ملین بسیار ملایم بوده و به مخاط روده آسیب نمی رساند. بنابراین می توان از سنین کودکی مورد استفاده قرار گیرد. از طرف دیگر عسل مسهل ساده و سبکی است که نقش بسیار سازنده ای در رفع یبوست ساده و کهنه دارد luttinger معتقد است که این حالت درمان مسهلی عسل از سوی پژوهشگر دیگری به نام hippocrate تایید گردیده است جوش ها و بهم ریختگی های معده (غلیان و هیجان) را نیز بر طرف می سازد و سر انجام بر آن است که عسل یک ماده فراگیر و گرما بخش است. انواع عسل ها را برای درمان یبوست مفید دانسته و بهترین آنها عسل اکلیل کوهی است. سایر روشهای درمان الف-دم کرده شنبلیله با عسل ملین و مسهل بوده و پر سیاوشان دم کرده با عسل نیز همین خاصیت را دارد. ب-20 الی 40 گرم میوه تازه اقطی (یاس کبود)را در نیم لیتر آب یا شیر مخلوط کنید و ده دقیقه بجوشانید و پس از صاف کردن با عسل شیرین نموده صبح ناشتا به فاصله نیم ساعت هر باریک لیوان یا دو فنجان در دو یا سه مرحله از آن بنوشید. ج-خوردن شیر و عسل علاوه بر خواص فوق العاده ای که دارد برای رفع یبوست هم بسیار نافع است.
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 18 توسط ح.طباییان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بیماریهای داخلی درمان سرماخوردگی از دیر باز تا کنون عسل به عنوان درمان همه جانبه سرماخوردگی شناخته شده است و آنرا به صورت خالص یا آمیخته با غذا و دارو مصرف می کنند. نوشیدن یک لیوان آب گرم مخلوط با عسل و مقدار کم آبلیموی تازه یا یک لیوان شیر گرم مخلوط با عسل برای درمان بیماران مبتلا به سرماخوردگی سودمند است . این افراد جهت مداوای خود باید در منزل استراحت نمایند زیرا عسل باعث تعرق زیاد می گردد. عسل زیرفون در درمان سرماخوردگی یک معرق کاملأ متناسب می باشد. به عقیده هرت و یک نوشیدن 100 گرم عسل خالص مخلوط با عصاره نصف یک عدد لیمو ترش در درمان سرماخوردگی مؤثر خواهد بود. سایر روشهای درمان الف-شربت آب ترب با عسل به نسبت مساوی برای رفع سرماخوردگی مؤثر واقع میشود ب-دم کرده مریم گلی با شیر و عسل در درمان سرماخوردگی خصوصأ در ابتدای آن مؤثر می باشند. ج-دم کرده اکلیل کوهی (یک فنجان با یک قاشق سوپ خوری عسل)مفید واقع می شود. د-20 تا 30 گرم ساقه های گلدار آویشن را در یک لیتر آب جوش دم کرده و صاف کرده آن را با عسل هر روز 4 الی 5 فنجان با فاصله بنوشید. در درمان سرماخوردگی ، تب ، زکام، درمان آسم و سیاه سرفه نافع است. درمان تب امام کاظم(ع) می فرماید: عسل را با سیاه دانه بیامیزید و بگذارید فرد تب دار از این مخلوط لذیذ سه انگشت به دهان گذارد رنج تب از جانش فرو خواهد ریخت. از دیرباز زمان هیپوکرات بزرگترین پزشک قدیمی یونانی عسل را به عنوان تب بر می شناخته اند (نزدیک به 2500 سال پیش).اسیدهای آلی در عسل توانایی و نیروی ویژه ای برای تب بری دارند. سفارش شده است که 5-10 قاشق غذاخوری در چند وعده به تب دار داده شود. امروزه از عسل به عنوان تنها داروی پیشگیری از تب یونجه نام می برند. سایر روشهای درمان الف-5 تا 10 گرم تخم رازیانه دم کرده با سکنجبین عسل در درمان تبهای کهنه مفید است. ب-جوشانده گل بنفشه (50 گرم در یک لیتر آب) و پس از صاف کردن مخلوط با عسل ، روزی 3 فنجان به فاصله از آن بنوشید درمان تب و گریب است جوشانده گیاه آقطی(یاس کبود) با عسل نیز همین خاصیت را دارد. درمان زکام امام رضا (ع)فرموده است مداومت در خوردن عسل هر بامداد زمستان از ابتلاء به زکام جلوگیری می کند. عسل ضد رطوبت است مخصوصأ رطوبت بدن را به خود جذب می نماید. کسی که می خواهد در زمستان زکام نشود باید روزی سه قاشق غذاخوری عسل بخورد مشروط به اینکه نسبت به آن آلرژی(حساسیت)نداشته باشد. اگر25/0 تا 2 گرم پودر ریشه زنبق را با عسل مخلوط و داخل چای نمایید و روزانه چندین باراز این نوشیدنی بنوشد زکام شما برطرف خواهد شد. درمان سینوزیت روشهای درمان الف-در درمان سینوزیت و به منظور پاک نمودن مخاط بینی موم عسل(عسل با موم) را به مدت یک ربع جویده و تفاله آن را دور بیندازید. ب-آب جوشانده گیاه مامیران را با کمی عسل مخلوط و بینی را شستشو دهید. درمان آنفلوانزا روشهای درمان الف- رافRaff مخلوط بو مادران دم کرده(20 گرم در نیم لیتر آب) با عسل را در درمان آنفلوانزا بسیار مفید می داند. ب-گیاه آقطی دم کرده (یاس کبود) با عسل برای بیمارانی که از تب آنفلوآنزا و رماتیسم مفصلی رنج می برند بسیار نافع بوده و معرق مؤثری می باشد. طرز تهیه: یک قاشق غذاخوری از گیاه مذکور را در یک لیوان آب جوش دم کرده و پس ازصاف کردن با دو قاشق غذاخوری عسل مخلوط و روزانه 5 قاشق غذاخوری به فاصله میل نمایید.
اشتهاآور روشهای مصرف الف-دو قاشق غذاخوری عسل را در یک لیوان آب باران نیسان مخلوط کرده و بنوشید. ب-پیاز پخته با عسل میل نمایی اشتها زیاد و نفخ را بر طرف می کند. ج-20 گرم ساقه خشک و گلدار پونه کوهی را در یک لیتر آب دم کرده و پس از صاف کردن با عسل شیرین نموده و روزی دو 2 فنجان به فاصله بنوشید. رفع عطش روشهای مصرف الف-شربت عسل(عسل محلول در آب ) مخلوط با کمی آبلیمو در تابستان برای رفع عطش و حرارت سودمند بوده و همچنین عطش بیماران تب دار را فرو می نشاند. ب- 60 گرم سکنجبین عسلی را در صد گرم آب مخلوط کرده و بنوشید. طرز تهیه : 500 گرم سرکه سفید را با 2 کیلو عسل می پزند تا به قوام شربت درآید. تقویت کننده عمومی بدن روشهای درمان الف-خوردن گوشت بریان شده گوسفند با سرکه و عسل که مداومت در آن نمایند و غذا منحصر به آن باشد فوق العاده مقوی بدن و مانع غشی و خفقان و لاغری می گردد. ب-عسل، آب لیمو و روغن ماهی را به نسبت مساوی با هم مخلوط و روزی سه بار به مقدار کافی بنوشید. درمان سرخک 30 گرم برگ باباآدم را در نیم لیتر آب جوشانده و صاف کرده آن را با مقدار کافی عسل مخلوط و هر پنج دقیقه یک قاشق مربا خوری میل نمایید. درمان لاغری وچاقی روشهای درمان 1-لاغری الف –هر روز یک یا دو لیوان شیر با عسل علاوه بر غذاهای روزانه میل نمایید. ب-صبح وظهر وشب با هر وعده غذا یک سوم قاشق چای خوری پودر زنیان همراه با عسل میل نمایید. ج-5 الی 6 گرم افسنطین را در یک لیتر آب بجوشانید و پس از صاف کردن مخلوط با عسل یک استکان قبل از ناهار و شام میل نمایید درمان لاغری است. ۲-چاقی کوبیده مغز بادام یا گردو را با عسل مخلوط کرده و میل نمایید تغذیه آن هر روز صبح همراه با صبحانه فوق العاده مقوی است و بدن را فربه می سازد. رفع خستگی روزانه (ضعف مفرط) 20 تا 30 گرم ساقه گلدار آویشن را در یک لیتر آب دم نموده و پس از صاف کردن با عسل شیرین کنید و روزی 4 الی 5 فنجان به فاصله بنوشید در درمان خستگی بسیار مفید است و خواب آرامی به شما می بخشد. درمان قولنج(ورم روده بزرگ) روشهای درمان الف-بقراط حکیم خوردن کلم پخته با عسل را در رفع قولنج مؤثر می داند. ب-یک قاشق مربا خوری پودر ریحان را در نصف لیوان آب دم کرده و پس از صاف کردن با عسل میل نمایید درمان سردرد هم می باشد. ج-10 الی 40 گرم گل بهار نارنج یا پرتقال را در یک لیتر آب دم کرده و پس از صاف کردن مخلوط با عسل 2 الی 3 فنجان به فاصله بنوشید مؤثر واقع می شود. دفع سردیها وسموم از بدن ای برودت بر تو مستولی ، عسل میخور مدام کز برایت گفته حق در وصف او فیه شفا روشهای درمان الف-خوردن 20 گرم آب ترب مخلوط با عسل دفع کننده کلیه سردیهاست و حتی کلیه سموم را بر طرف می سازد. ب-خوردن پودر شوید(شبت) با عسل جهت رفع سموم مؤثر و کمک به قی و اخراج اخلاط غلیظ از معده است. درمان سر دردها روشهای درمان الف-10 گرم برگ اسطوخودوس را در یک لیتر آب جوشانده و صاف شده آن را با 250 گرم عسل مخلوط کرده بتدریج میل نمایید. در تعقیب ضربه هایی که مغز تکان خورده و باعث سردرد شده 5 گرم گیاه مذکور را جوشانده و در سه نوبت صاف شده آن را با عسل میل نمایید. ب-اگر درد از ناحیه عقب سر باشد 20 گرم پودر سیاه دانه را با 80 گرم عسل مخلوط نموده صبح ناشتا روزی یک قاشق غذا خوری میل نمایید. ج-در درمان سر دردهای میگرنی 50 گرم گل بنفشه را در یک لیتر آب جوشانده و صاف کرده آن را با عسل مخلوط نموده و روزی 3 الی 4 فنجان میل نمایید. د-8 گرم گل مززنجوش (مرزنگوش)را در یک لیتر آب دم نموده و صاف کرده آن را با عسل شیرین نمایید سر دردهای میگرنی ،اسپاسم گوارشی و بی خوابی را از بین می برد. افزایش شیرمادر به مادرانی که در آستانه زایمان هستند باید عسل داده شود چون زایمان را آسان و باعث افزایش شیر آنان می گردد. غذای زن تازه زا در روزهای اول باید از اغذیه چرب و شیرین تشکیل شده باشد تا کم کم به غذاهای عادی معمولی رغبت نماید مانند کاچی که از روغن و عسل تهیه شود و همچنین کره و عسل و تخم مرغ و عسل و... این غذاها باعث افزایش شیر مادر و در نتیجه محکم شدن مغز استخوان بچه و قوی شدن نوزاد می گردد. معجزه عسل در سرماخوردگيايسنا، علوم پزشکي ايران - مصرف مخلوط عسل و ليموترش به همراه يک ليوان آب جوش در بيماران مبتلا به سرماخوردگي مي تواند در تسکين علائم بيماري مفيد واقع شود. دکتر " جعفر بهزاد " محقق متخصص تغذيه در مصاحبه با خبرنگار ايسنا، واحد علوم پزشکي ايران ضمن اشاره به اين مطلب گفت : بيشترين موارد شکايت از سرماخوردگي مربوط به علائمي از قبيل گلودرد، بي تابي و بي قراري، گرفتگي بيني و احساس سرما است.
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 18 توسط ح.طباییان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بيماري هاي کليوي با عسل
عسل به عنوان يک مدر در درمان ناراحتي هاي کليوي سودمند است عسل به عنوان يک مدر در درمان ناراحتي هاي کليوي سودمند است زنبور عسل حشره اي است که حاصل آن ،محصولات با ارزشي از قبيل عسل ، ژله رويال ، موم و زهر است معروف ترين محصول زنبور عسل ، همان عسلي است که از محصولات ديگر بيشتر به مصرف مي رسد. عسل ،ماده غذايي بسيار غني و انرژي بخشي است که حدود80 درصد از قندهاي ساده يا مونوساکاريدها ساخته شده و هر10 گرم آن 320 کالري ايجاد مي کند اين مونو ساکاريدها بسرعت جذب مي شوند و اثر انرژي بخشي خود را آشکار مي کنند . گفتني است ، علاوه بر اثر کالري زايي ، عسل داراي ويتامين هاي متعددي از قبيل تيامين ، ريبوفلاوين ، اسيدنيکوتينک ، اسيد اسکوربيک ، پيريدوکسين و ويتامين کا است. همچنين ، عسل را در درمان بيماري هاي دستگاه تنفسي و عفونت هاي ناحيه حلق به کار مي برند و خاصيت ضدباکتريايي آن موجب اثربخشي عسل مي شود و خاصيت ضد التهابي آن نيز مشاهده شده که به هيگروسکوپيک بودن آن نسبت داده شده است. محصول ديگر زنبور عسل ، ژله رويال است که حاوي مواد مغذي در حالت تغليظ يافته اي است که زنبور براي نوزادان خود مي سازد، به اين ماده اکسير جواني لقب داده اند وشکي نيست که با محتويات انرژي زا و پرپروتئين ، ماده بسيار مقوي است. تحقيقات نشان داده است ، ژله رويال نيز داراي پروتئين ضد ميکروبي است و نظر بيشتر محققان بر اين است که اين ماده ، سيستم ايمني بدن را تحريک مي کند ژله رويال در درمان عفونتهاي ويروسي و سرطان موثر است.شايان ذکر است ، موم زنبور عسل نيز در پزشکي و داروسازي مصرف زيادي دارد؛ در اکثر فرمولاسيون هاي کرمها، پمادها و لوسيون ، به عنوان جزء با ارزش از پايه استفاده مي شود . به دليل بي اثر و غير فعال بودن موم زنبور عسل ، براحتي با داروها مخلوط مي شود، بدون اين که هيچ واکنش ناخواسته اي بين مواد موثره و موم زنبور عسل رخ دهد. مصارف ديگر موم : امروزه براي حفاظت داروهاي حساس به هيدروليز و اکسيداسيون ، آنهارا با لايه اي نازک از موم زنبور عسل مي پوشانند، موم عسل به عنوان لايه هيدروفوب پوششي در اطراف دارو ايجاد مي کند و سبب آهسته شدن انحلال و آزاد سازي دارو مي شود. گفتني است ، عسل به عنوان دارو هيچ اثر سوء، عارضه يا بيماري را به دنبال ندارد ؛ مگر آن که فقط حساسيت هاي محدودي را به وجود بياورد، بنا بر اين در حالت آلرژي ، امراض عفوني ، سل ، امراض رواني ، بيماري هاي کبد و معده ، امراض غدد فوق کليه ، نارسايي قلب و عروق ، ناراحتي هاي عصبي ، امراض خوني و ضعف شديد، بايد از تجويز زهر زنبور عسل خودداري کرد. -بیمارهای کلیه و مجاری ادرار درمان سنگ کلیه و مثانه روشهای درمان الف- خوردن شیر مادر که با عسل مخلوط شده باشد سنگ مثانه را خرد و از عمق بدن بیرون می آورد. ب-خوردن سیاه دانه (7 الی 10 گرم ) با عسل مفید است و خوردن عسل و زعفران نیز بسیار مفید می باشد. ج- خوردن پودر تخم شاهی صبح ،ظهر و شب هر دفعه نصف قاشق چای خوری مؤثر واقع می شود. علاج حبس البول روشهای درمان الف-خوردن پیاز پخته با عسل جهت احتباس ادرار (حبس البول) مفید است. ب-خوردن پوره شلغم مخلوط با عسل مؤثر واقع می شود. ج-خوردن بادام تلخ همراه با شربت عسل سختی خروج ادرار را مرتفع می سازد. د-هسته انگور را کوبیده با عسل مخلوط نموده و میل نمایید . ه-پودر دانه رازیانه همراه با عسل برای بیماران حبس البول مفید بوده و باعث با ز شدن ادرار آنان می گردد. ادرارآور(مدر) الف-راف Raff یک قاشق غذا خوری عصاره پیاز و عسل را در یک لیوان آب حل نموده از آن به عنوان مدر استفاده کرده است. ب-عصاره پونه (پودنه)مخلوط با عسل مدر بول و عرق می باشد. درمان بواسیر دم کرده شنبلیله با عسل یا دم کرده پر سیاوشان با عسل در درمان بواسیر مفید است.
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 18 توسط ح.طباییان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 18 توسط ح.طباییان
|
|
||||||||
|
||||||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 18 توسط ح.طباییان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 18 توسط ح.طباییان
|
|
||||||||
|
||||||||
|
|
|
|||||
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 18 توسط ح.طباییان
|
|
||||||
|
||||||
|
|
|
||||
|
آنچه خواهید خواند مقاله ای است در ارتباط با اثرات معجزه آسای ترکیبی از عسل و دارچین. استفاده درمانی از این دو ماده از دیرباز در میان ملل و اقوام مختلف شناخته شده بوده.
.ح ۱ قاشق غذاخوری عسل و پودر دارچین را مخلوط کرده و با آب گرم غرغره می کنند. برای اینکه نفس و دهانشان در خلال روز تازه بماند
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 18 توسط ح.طباییان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||||||||||
ژله رويال ماده ي است که به وسيله يک جفت غده مغزي زنبوران کارگر پرستاز در سنين 3 تا 12 روزگي ترشح و مورد استفاده ملکه در تمام طول عمر و نوزادان زنبور کارگر در مراحل اوليه رشد لارو به مدت سه روز قرار مي گيرد. ژله رويال هميشه به طور مستقيم به ملکه يا لارو کارگر داده شده و در کندو ذخيره نمي شود. تنها زمان ممکن بري برداشت ژله رويال زمان پرورش ملکه در مقطع بچه دهي کلني مي باشد. آنچه ملکه را از زنبوران کارگر متميز مي سازد نحوه تغذيه در طول مراحل ليسه اي ( شفيره اي) است. در واقع تمامي تخم هاي ماده مي توانند به يک زنبور ملکه تبديل شوند اما اين تنها زماني ممکن است که طي تمامي مراحل تکامل، شفيره ها همچون يک زنبور ملکه مورد مراقبت قرار گيرند و از ژله رويال تغذيه شوند. پرورش ملکه که توسط مکانيسم هي پيچيده ي در درون کندو تنظيم مي شود، يک سري کنش و واکنش هي هورموني و شيمييي در شفيره جوان به وجود مي آورد که موجب تبديل شفيره به زنبور ملکه مي شود. يک زنبور ملکه از خيلي جهات با يک زنبور کارگر متفاوت است.
1) از جهت ساختاري (زيست شناختي): زنبور ملکه داري اندام تناسلي است در حالي که زنبورهي کارگر متناسب با کارشان داري اندام هيي همچون کيسه هي ويژه جمع آوري گرده، آرواره هي زيرين قوي تر، غدد غذيي نوزادان و غدد موم سازي هستند. 2) از جهت دوره تکامل:
3) از جهت دوران حيات:
4) از جهت رفتاري: خواص درمانی ژله رویال
ژله رويال يك ماده غذائي بسيار ارزشمند و داروئي است كه در درمان بسياري از ناتواني ها و امراض موثر مي باشد از جمله در كاهش چربي خون ، تنظيم هورمونها ، كمك به باروري و تسريع در بهبودي ناتواني جنسي ، كمك به رشد استخوان ، محرك رشد ، اشتها آور ، رفع تصلب شرائين ، بهبودي روماتيسم مفصلي ، درمان افسردگي ، افزايش دهنده مقاومت بدن در مقابله با عفونتها و جلوگيري از پيري زود رس.یائسگی ، ، نازائی ، خستگی مفرط ، لک و چروک پوست ، دیابت ، تحریک سیستم ایمنی بدن ، تعادل هورمونی ، مبارزه با عفونت های ویروسی و باکتریائی ف عدم فعالیت غدد درون ریز ، انسداد شریان ها ، کلسترول بالا ، فشارخون ، آسم ، کنترل وزن ، کمبود رشد ، عفونت مثانه ، تورم ، کم خونی ، مشکلات کبدی ، سرطان ، انواع آرتریت ، کم حافظگی ، سوءتغذیه ، خستگی روحی ، خستگی و یا ضعف چشم ها ، تقویت و نیروزائی ، بهبود زخم های داخلی و خارجی طريقه مصرف : هر روز صبح ناشتا يك قاشق مرباخوري از مخلوط ژله و عسل را زير زبان قرار داده تا با بزاق دهان مخلوط گردد .اين كار را به مدت سه هفته ادامه دهيد .
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 18 توسط ح.طباییان
|
|
||||||||||||||||
|
||||||||||||||||
|
|
|
||||
|
گرده گل و خواص درمانی آن به همان تعداد گل که در طبيعت وجود دارد، به همان اندازه گرده نيز وجود دارد. اشکال و اندازه دانه هاي گرده گل از کوچکترين آنها که 1/1000 ميلي متر تا بزرگترين که 200/1000 ميلي متر واقعا بسيار متنوع است. رنگ آنها بسيار متنوع و از زرد کمرنگ تا سياه که در اين ميان، رنگهاي قهوه اي و قرمز نيز وجود دارند. ترکيبات گرده گل عبارتند از پروتئين که 35% آن را تشکيل مي دهد. و اکثر پروتئين هاي گرده گل از اسيدهاي آمينه اساسي که بدن انسان قادر به توليد آنها نيست و اسيدهاي آمينه تسريع کننده رشد تشکيل شده اند. ارزش غذايي گرده گل را هنگامي مي توان اندازه گرفت که به نقش اين پروتئين ها و خصوصا خواص هر يک از اسيدهاي آمينه پي ببريم: ليزين: باعث تثبيت کلسيم شده، اشتها را تحريک مي کند. هضم غذا را آسان مي کند و براي تجديد گلوبولهاي قرمز مناسب است. تريپتوفان: امکان جذب ويتامين PP را که کمبود آن باعث ايجاد بيماري پلاگر مي شود فراهم مي آورد. آرژنين: از ناتواني، سردمزاجي و نازايي جلوگيري مي کند. هيستيدين: امکان توليد هموگلوبين خون را فراهم مي کند. فنيلالانين: متابوليسم ويتامين C را مشروط مي سازد. سيستين: نرمي پوست را بهبود مي بخشد. تيروزين: از پوست در برابر خورشيد محافظت مي کند. لوسين: به کارايي مناسب لوزالمعده کمک مي کند. ميتونين: براي کبد و دستگاه گوارش مناسب است. تمامي اسيدهاي آمينه اي که در سلول هاي زنده وجود دارند، در گرده گل نيز يافت شده اند. گلوسيدها خصوصا نشاسته و لاکتوز (حدودا 40%)، ليپيدها (5%) و آب (5%) ترکيبات گرده گل را تکميل مي کنند. 15 درصد باقي مانده عناصر مختلفي هستند که برخي به خاطر عدم انجام تجزيه دقيق هنوز شناخته نشده اند. اما ترکيبات شناخته شده عبارتند از: ويتامينهاي گروه B، ويتامين C، E و پروويتامين A. ( از گرده گل براي بدست آوردن مقادير زيادي کاروتن ( پيش ويتامين A) مي توان استفاده کرد.) اکثر نمکهاي معدني نظير کلسيم، پتاسيم، منيزيم، فسفر و ... . تعدادي از ريز عنصرها آنزيمهايي که براي متابوليسم بسياري از اعمال بدن مفيد هستند. عناصر آنتي بيوتيک، باکتريواستاتيک روبتن که گلوکسيدي است با تاثير مناسب بر مقاومت مويرگها. در ايران هنوز مردم از موارد استفاده گرده گل اطلاعي ندارند ولي در کشورهاي امريکايي و اروپا تقاضا بيشتر از عرضه به بازار است.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 18 توسط ح.طباییان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گرده گل در وهله اول قبل از هر چيز يک تقويت کننده طبيعي است که وضعيت عمومي شخص را بهبود مي بخشد. بخاطر خواصي که در آن موجود است، کاربرد متنوعي را مي توان براي گرده نام برد:
1- تنظيم کننده عمل روده: گرده گل فعاليت روده را عادي کرده و تنظيم کننده قابل توجهي براي آن مي باشد. مخصوصا گرده هايي که توسط زنبورداران جمع آوري مي شود نوعي ماده غذايي عالي براي روده محسوب مي شود. گاهي اوقات آن را پليس روده مي نامند.
2- گرده گل و رفع کم خوني: گرده گل در کم خوني هاي خطرناک و کم کردن فشار خون موثر است. اين ماده هموگلوبين و اريتروسيت خون را افزايش مي دهد.
3- رفع حساسيت: بيماران حساس به گرده گل در صورت خوردن عسل و يا در يونش هاي مومي (شان عسل) به خاطر داشتن گرده گل در آنها، تدريجا درجه حساسيت کاهش يافته و بهبود مي يابند.
4- گرده گل اختلالات در کارايي اعمال بدن را تنظيم نموده و متابوليسم هاي ناقص را متعادل مي سازد.
5- گرده گل به افرادي که دوران نقاهت را مي گذرانند و يا به افراد خسته و ضعيف نيرو مي بخشد. به افرادي که دچار بي اشتهايي هستند امکان مي دهد اشتهايي خود را بازيابند.
6- گرده گل به طور کلي در کمبودهاي مواد معدني، تاخير در رشد و شير دادن تجويز مي شود.
7- درمان يبوست توسط گرده گل بسيار موثر است. اين ماده با تخميرهاي روده اي و کوليت ها مبارزه مي کند. در درمان کولي باسيلوز و باکتري هاي روده اي بسيار موثر است.
گرده گل با خستگي فکري، ضعف عصبي و جسمي مبارزه کرده و فعاليت فکري، کار فکري و حافظه را بهبود مي بخشد.
گرده گل بخاطر روتبني که در آن وجود دارد، امکان مبارزه موثر عليه ريزش مو را فراهم مي آورد.
گرده گل داروي بسيار موثر عليه ضعف و ناتواني جنسي است.
گرده گل عليه پيري زودرس و فرتوتي به بدن کمک مي کند.
گرده گل به مردان توصيه مي شود به خصوص هنگامي که اولين علايم مشخصه ورم پروستات در آنها مشاهده مي شود. بهتر است گرده گل صبح ها بصورت ناشتا مصرف شود. 1- مي توان از طريق جويدن يا به صورت پودر مخلوط با يک ليوان آب قبل يا بعد از غذا نوشيد. 2- مي تون مخلوط با عسل به نسبت 1 به 1 ، يا 1 به 2 مخلوط کرده و اتفاده نمود. در ضمن مخلوط با ماست، پنير و مربا نيز به همان روش قابل مصرف است. 3- مي توان داخل کپسولهاي خوراکي ريخته و مصرف کرد. 4- به عنوان ماده فعال در توليدات بهداشتي با مصارف خارجي.
مقدار مصرف در روز 30 گرم (دو قاشق سوپ خوري)؛ که مدت مصرف آن مي تواند يک دوره يک ماهه پس از پايان هر فصل يا دو بار در سال، اوايل پاييز و اواخر زمستان باشد. و اگر يکبار در سال مصرف شود بهتر است در بهار باشد.
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 18 توسط ح.طباییان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
زهر زنبور عسل وخواص آن عسلها یونانیان در قدیم از عسل و موم برای تهیه انواع غذاها استفاده می کردند. بعدها، نیش زنبور برای درمان بسیاری از بیماری ها استفاده شد. بقراط و کنفوسیوس (فیلسوف چینی) از این روش برای درمان بیماران استفاده می کردند. به خاطر آگاه شدن مردم از اثرات بد داروها، مردم رو به درمان های طبیعی آوردند. مطب های زیادی برای درمان با نیش زنبور در چین گشایش یافت و به سرعت این روش درمانی دراروپا و آمریکای شمالی رایج شد. زنبور درمانی یکی از انواع آپی تراپی می باشد که در این نوع، تولیدات زنبور برای درمان به کار می رود. در این نوع درمان از گرده افشانی توسط زنبور، موم، عسل خالص و غذای مورد مصرف توسط نوزادهای زنبورها استفاده می شود. به طور خلاصه، زنبوردرمانی به عنوان جاشینی برای مداوای بیماران به کار می رود و بیمارانی که با داروهای شیمیایی درمان نمی شوند، رو به زنبور درمانی می آورند. جدول تركيبات زهر زنبور نیش زنبور به بهبود و درمان این مشکلات و بیماری ها کمک می کند: 1- بیماری های خود ایمنی 2- بیماری های عصبی 3- ام اس (MS) 4- پینه و سختی پوست 5- آماس و ورم پستان 6- گرفتگی عضلات 7- زونا 8- نقرس 9- آسیب به آرنج 10- آسیب به زردپی 11- کمردرد 12- دردهای مزمن 13- اختلال اعصاب 14- کاهش کلسترول خون 15- روماتیسم و درد مفاصل 16- آرتریت یا ورم و التهاب مفاصل 17- افسردگی 18- بیماری های پوستی 19- دردهای قاعدگی 20- واریس یا بزرگ شدن رگ در پاها 21- سندرم خستگی مزمن 22- ناتوانی های جنسی
نیش زنبور دارای ترکیبات مختلفی از قبیل: آنزیم ها، پروتئین ها و اسیدهای آمینه می باشد. این ماده بدون رنگ و دارای مزه شیرین و کمی تلخ می باشد. قابل حل در آب می باشد. اگر با هوا برخورد کند، تبدیل به کریستال سفید متمایل به خاکستری می شود. نیش زنبور دارای موادی می باشد که به سیستم اعصاب، قلب و غده فوق کلیه کمک می کند.
چگونگی روش زنبور درمانی ابتدا قبل از شروع درمان ، باید میزان حساسیت بیمار را نسبت به نیش زنبور مورد بررسی قرار داد. این کار با استفاده از تزریق مقدار کمی نیش زنبور و توسط 1 تا 2 عدد زنبور انجام می شود. زنبور درمانی به این صورت است که زنبور را با استفاده از موچین یا انبرک در سطح مورد نظر از بدن قرار می دهند تا آنجا را نیش بزند. برخی افراد به جای استفاده از خود زنبور زنده، تزریق نیش زنبور را در زیر پوست ترجیح می دهند. نیش زنبور بعد از 15 دقیقه رها می شود و بعد آن را با استفاده از موچین برمی دارند. بین 20 تا 40 نیش باید در هر جلسه زده شود و بیمار باید 3 بار در هفته به مرکز زنبور درمانی مراجعه کند. درمان با نیش زنبور برای بیماران MS اثرات فوق العاده ای داشته است، از آن جمله افزایش استقامت، کاهش خستگی و همینطور کاهش تشنج و انقباض عضلات. احتیاط کنید: اگر شما دیابت، سیفلیس، سل یا آلرژی شدید دارید، از این نوع درمان استفاده نکنید. بیماران بعد از زنبور درمانی چه احساسی دارند؟ آستانه ی تحمل درد ناشی از نیش زنبور در افراد مختلف، متفاوت است. معمولا بعد از چند ساعت، درد فروکش می کند. اما در برخی افراد نیز ممکن است یک هفته طول بکشد تا درد متوقف شود. برخی اوقات گذاشتن یخ روی محل نیش زنبور موجب آرام شدن درد ناشی از آن می شود. چگونه می توان فهمید که شخصی نسبت به نیش زنبور آلرژی دارد یا نه؟ در افراد دارای آلرژی به نیش زنبور، علائم زیر دیده می شود: درد، حالت تهوع و استفراغ، اسهال و سرگیجه، سخت نفس کشیدن و صدای خرخر، کاهش ناگهانی فشار خون و شوک. آیا احتمال خطر در این درمان وجود دارد؟ بیشتر مردم بعد از نیش زدن زنبور، درد و قرمزی محل نیش را تجربه می کنند. دیده شده است که حدود 20 درصد از افراد بعد از درمان دچار خارش، کهیر، خستگی و عصبانیت می شوند. در اینجا توجه شما را به برخی از علائم و نشانه های بعد از درمان جلب می کنم. لازم به ذکر است که این علائم بسیار نادر و در حدود 8/0 درصد می باشند. 1- مرگ تعداد کمی از افراد به علت نیش زدن زنبور می میرند. تحقیقات نشان داده است که این تعداد به کمتر از 100 نفر در سال می رسد. مرگ به سبب وجود آلرژی شدید و یا شوک قلبی رخ می دهد. 2- آسیب به اعصاب بینایی این علامت در افرادی بروز می کند که نیش زنبور در اطراف چشم و ابروی آنها وارد شده باشد. 3- آنسفالومیلیت یا التهاب مغز و نخاع اگر نیش زنبور وارد سیستم عصبی شود، این عارضه به وجود می آید. اگر به طور ناگهانی زنبور شما را نیش زد ، چه باید کنید؟ - هر چه زودتر به اورژانس بروید. - با دقت نیش زنبور را در بیاورید. حدود 2 تا 3 دقیقه طول می کشد تا تمام نیش وارد بدن شود، لذا بیرون آوردن نیش بسیار مهم است. - برای کاهش تورم در محل نیش، یخ بگذارید. - محل نیش را با آب تمیز و صابون بشویید.
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 18 توسط ح.طباییان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||
|
معمولا عسل را به طرق مختلف طبقه بندي مي كنند: 1- متناسب با منبع و با عضوي از گياه كه زنبور شهد را از روي ان جمع اوري كرده. الف- عسل گل:كه منحصرا از شهد گلهاي مختف تهيه شده. ب- عسل برگ يا عسلك:از مواد چسبناك و شيريني كه روي برگها وجود دارند يعني از شيره گياهي تهيه مي شوند. 2- با در نظر گرفتن اينكه عسل از روي يك يا چند نوع گل جمع شده باشد. الف- عسل تك گلي يا عسل يكدست:مثل عسل اقاقيا،شبدر،اسپرس كه عسلش فقط از روي همان گل جمع اوري شده(در مناطقي كه پوشش گياهي منحصر به يك نبات باشد). ب- عسل چند گلي يا عسل مخلوط:كه عسلش را زنبورها از روي چند يا چندين گل جمع اوري كرده اند. 3- متناسب با زمان توليد. الف- عسل بهاره:مثل عسل همه درختان ميوه و مركبات كه زنبور در اوايل بهار براي جمع اوري به انها دسترسي دارد. ب- عسل تابستاني:كه گاهي اوقات ان را عسل پاييزه نيز مي نامند و وقت جمع اوري انها اواسط تابستان يا حتي اوايل پاييز است.مانند عسل گز و عسل اويشن و عسل اسپرس. 4- متناسب با رنگ عسل. الف- عسل بي رنگ مثل عسل اقاقيا ب- عسل زرد مثل عسل اسپرس ج- عسل قرمز مثل عسل اويشن
5- متناسب با وضع و حالتي كه به بازار عرضه مي شود. الف- عسل استخراج شده از شان كه از موم جدا و تصويه شده و در شيشه هاي كوچك و بزرگ مي فروشند. ب- عسل شاني كه از شان استخراج نشده و با موم فروخته مي شود. 6- متناسب با وضع فيزيكي ان الف- عسل روان كه سيال و صاف است. ب- عسل متبلور يا كريستاله كه ته نشين و نسبتا منجمد و سخت است. رنگ و طعم و بوي عسل ارتباط با گياهاني دارد كه زنبورعسل از روي انها نوش جمع اوري مي كند.
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 18 توسط ح.طباییان
|
|
||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||
|
پرورش زنبور عسل و نکات کلیدی زنبور داری مقدمه ساختار بدن در جلوترین قسمت بدن قرار داشته و شامل اعضای زیر است: دو عدد چشم مرکب ، سه عدد چشم ساده ، دو عدد آنتن و دهان با خرطوم. بزرگی چشمها وسیلهای است که زنبوردار به کمک آن به راحتی میتواند زنبور نر را از کارگر تشخیص دهد. زیرا چشمهای زنبور نر بزرگتر بوده و از عقب سر بهم میرسند، ولی در زنبور کارگر و ملکه بهم نمیرسند. کار آنتنها ، لمس کردن و بوییدن است. زنبور به کمک خرطوم ، شهد را از روی گلها جمع آوری و از راه دهان به داخل کیسه عسلی میفرستد.
سینه از سه حلقه کیتینی درست شده و اعضای زیر به آن اتصال دارند: چهار عدد بال یا پر که دو عدد آنها بالهای جلویی و دو عدد دیگر بالهای عقبی هستند. شش عدد پا که جفت عقب آن دارای حفرههایی به نام سبد میباشند و زنبور عسل در دوران فعالیت خود گردههای گل در آن پر و با خود به کندو حمل میکند. این سبدها در کارگران بزرگتر از نرها هستند.
شکم در قسمت انتهایی بدن قرار داشته، از 6 حلقه کیتینی پشتی و 6 قطعه شکمی تشکیل شده است. در انتهای شکم مخرج برای دفع مدفوعات دیده میشود. از راه همین مخرج ، زنبور قادر است خاری را که در داخل بدنش جای دارد، خارج کرده و نیش بزند. زنبور نر نمیتواند نیش بزند، چون اصلا نیش ندارد.
غده های مهم
ملکه
ملکه مادر کندو بوده و جنسيت آن ماده میباشد. طول بدن ملکه هیجده میلی مترمیباشد. بالهای آن کوچک بوده و خرطوم آن توانایی جمع آوری شهد گلها را نداشته ودرعوض دارای شکمی بزرگتر از مادههای کارگر بوده و دو تا شش سال میتواند زندهبماند. ولی در زنبورداری تجاری بیش از دو سال از یک ملکه استفاده نمیشود. ملکه عسلو گرده نمیخورد و بجای آن ژله رویال مصرف میکند. زنبور نر
زنبورهای نر در کندو تنها وظیفه بارور نمودن ملکه را دارند و دارای نیشنمیباشند. دارای سر و بالهای بزرگ میباشند. توانایی جمعآوری شهد و گرده رانداشته و ۲۴ روز زنده میمانند. زنبور کارگر جنسیت زنبورهای کارگر ماده بوده. طول بدن آنها ۹ میلیمتر میباد. در یک کندویقوی با تعداد ۱۰قاب ۷۰هزار زنبورکارگر وجود دارد. زنبورهای کارگر با اینکه ماده هستند توانایی بارور شدن ندارند. ولی در صورت نبودن ملکه در کندو میتوانند تخم ریزی کنند. که در زنبوردار29ماده تخمگذار گفته میشود. نیش زنبورهای ماده خاردار بوده و طول آن در حدود ۱ میلیمتر میباشد. به خاطر وجود همین خارها پس از نیش زدن و ورود زهر به بدن موجوداتی که ساختار گوشتی دارد نیش در پوست گیر کرده و موجب جدا شدن کیسه زهر از زنبور میشود. و پس از چند دقیقه زنبوری که نیش زده خواهد مرد . وظایف زنبورکارگر جمع آوری شهد موم پاسبانی از کندو - تولید عسل - رسیدگی به ملکه - پرورش نوزادان - رسیدگیبه کندو و پاکیزهگی آن از بیشترین وظایف زنبورهای کارگر میباشد . نژادهاي زنبور عسل
زنبور هندی Aspis Indica
کمی کوچکتر از زنبور عسل معمولی بوده ، قدر کارگرش 13 میلیمتر میباشد.
سلولهایی را که با موم در روی شانها درست مینماید از سلولهای زنبور عسل کوچکتر هستند. زنبور درشت Apis Dorsata
در هندوستان و چین زندگی نموده و بزرگترین نوع زنبور عسلی است که تاکنون شناخته شده است.
به حالت وحشی زندگی کرده و در زیر شاخههای درخت شانش را میچسبانند. سالانه چند بار از نقطهای به نقطه دیگر کوچ مینمایند. زنبور ریزApis Florea از همه زنبورها کوچکتر بوده و فقط یک شان درست میکنند
که مثل زنبورهای درشت به زیر شاخه درخت میچسباند به حالت وحشی در هندوستان و جنوب ایران یافت میشوند. زنبور عسل معمولیApis Meaifica همان زنبور عسل معمولی است که فقط آنها را در دهات و شهرها
برای تولید عسل در کندوها نگهداری میکنند. خواصی را که از یک نژاد خوب باید انتظار داشت عبارتند از: آرام باشند و نیش نزنند، پر محصول باشند، بچه به اندازه لازم بدهند، گلهای شهددار را به سرعت پیدا کنند، در مقابل امراض مقاوم باشند، مصرف عسل زمستانی آنها کم باشد، رشد سالانهشان را هر چه زودتر شروع کرده و سریع به حداکثر رشدشان برسند. از مهمترین نژادهای این زنبور میتوان به زنبور عسل اروپای مرکزی ، زنبور سیاه ، زنبور ایتالیایی قفقازی و زنبور نژاد ایرانی نام برد. آفات و بیماریهای زنبور عسل
از مهمترین بیماریها میتوان به
لوک آمریکایی ، لوک اروپایی ، نوزما ، کنه دونی ، یبوست ، شپشک زنبور عسل و کرم موم خوار اشاره کرد براي خيلي ها اين سوال پيش مي آيد كه زنبورداري را از كجا بايد شروع كرد؟
زنبور عسل در حرارت 16 تا 32 درجه سانتيگراد در حداکثر فعاليت است و 34 تا 39 درجه سانتي گراد و 16 تا 8 درجه سانتي گرادبه تدريج از فعاليت آنها کاسته مي شود و در دماي کمتر از 8 درجه سانتي گراد و بيشتراز 39 درجه سانتي گراد از کندو خارج نمي شوند 1-بايد ابتدا خود را براي زنبور داري آماده ساخت و اين كار را بايد در فصل زمستان كه زنبور ها در كندو هستند انجام داد براي اين كار بايستي در اين فصل (زمستان) به مطالعه و تحقيق در مورد زنبورداري پرداخت و با نحوه زندگي و كار با زنبور عسل آشنا شد 2-خريد كندو در بهمن و اسفند و عدم خريد كندو در فصل پاييز زيرا كندويي كندوي خوبست كه در بهمن و اسفند داراي جمعيتي قوي باشد در صورتي كه در فصل پاييز اقدام به خريد كندو نماييد امكان شكست بسيار بالاست چون زنبورهاي پير و ضعيف در فصل زمستان از بين مي روند و مي ميرند و جمعيتي كه در پاييز در كندو ديده مي شود يك جمعيت حقيقي نيست 3-توجه شود كه كندو ها داراي ملكه باشند چون كندوهاي بي ملكه در فصل بهار كه شروع توليد نسل و تكثير كندوست افزايش جمعيتي نداشته و از بين مي رود در صورتي كه با كندويي بي ملكه مواجه شديد سريعا بايستي اقدام به ادغام كندو با يك كندوي قوي نمود 4-زنبورداري را با سه كندو شروع كنيد چون در صورتي كه يكي از كندو ها از بين رفت مايوس نشويد بهتر است كه تعداد كندو ها در ابتدا سه تا شش عدد باشد 5-هميشه جمعيت قوي و سالم خريداري كنيد منظور از جمعيت قوي در بهمن ماه اين است كه دو طرف شش تا هشت عدد از كادر ها را زنبور پوشانيده باشد 6-مخيط مناسبي براي نگهداري در نظر گرفته شود چون در محيطي كه عاري از گل و گياه مناسب باشد جمعيت بهره دهي نخواهد داشت يکي از مهمترين نکات مديريتي در پرورش زنبور عسل انتخاب صحيح محلاستقرار زنبورستان است. شرايط مطلوب براي محل استقرار يک زنبورستان و محل استقرارکندوها 1- شرايط آب و هوايي : به طور کليشرايطي چون گرما يا سرماي بيش از حد تحمل زنبورها ، بارندگي پيوسته و زياد ، هوايابري در بيشتر اوقات سال يا فصل مورد نظر ، بادهاي شديد ، هواي شرجي يا هواي غالبامه آلود ، افزايش يا کاهش ناگهاني درجه حرارت هوا و آلودگي غير تحمل هوا ممکن استچنان منطقه اي را براي استقرار زنبورستان نا مطلوب کند . 2 - پوشش گياهي منطقه : به طور کلي گياهاني چون توتون ، پنبه ،آفتاب گردان ، يونجه ، شبدر ،اسپرس ، بيدمشک ، گوَ ن ، آويشن ، خردل ، زعفران ، نخود ، لوبيا ، نعنا ، سيب ،گلابي ، مرکبات ، اقاقيا ، کاج ، گياهان زينتي و طيف بسيار وسيعي از ديگر گياهانزراعي ، باغي ، جنگلي و مرتعي منابع شهد وگرده براي زنبورعسل محسوب مي شوند. 3- اهميت وجود منبع آب سالم در اطراف زنبورستان : زنبور نيز مانند ساير جانداران بهآب به عنوان حياتي ترين نياز خود احتيج دارد. 4- بهداشت منطقه زنبورستان و اهميت آن : زنبور عسل نيز مانندساير حيوانات به برخي از بيماري ها حساس است و متاسفانه بيشتر بيماري ها باعثانهدام بخش مهم يا تمامي کلني هاي زنبور دار مي شودويا ضمنخسارت به زنبور دار معالجه مي شوند . بنابراين اقتصادي ترين اقدام براي جلوگيري ازابتلاي زنبورها به بيماري توجه زنبور دار به بهداشت منطقه است . 5 - آلودگيهاي صوتي و بوهاي نامطلوب : مکان استقرار زنبورستان بايد دست کم2کيلومتر از دامداري ها ، مرغ داري ها ، کارخانه هاي دباغي و ديگرمجتمع هاي توليدي که بوي ناخوشايند در آن ها توليد مي شود دور باشد . زيرا بوي بدزنبوران را فراري مي دهد . زنبورستان ها هم چنين بايد از نقاط پر سرو صدا مثل جاده هاي پر رفت وآمد ، کارخانه هاي پر سروصدا و غيره به اندازه کافي دور باشند تا سرو صدا موجب هراس زنبورها و فراري شدنآنها نشود . 6- اهميت دور بودن کافي زنبورستان ازنقاط مسکوني : زنبورها با توجه به شعاع پرواز خود ممکن است تا 12 کيلومتر ازمحل زنبورستان دور شوند . نزيک بودن زنبورستان به مناطقمسکوني ممکن است باعث مشکلاتي براي زنبور دار شود. 7- اهميت رعايت فاصله زنبورستان هااز هم : حداقل فاصله لازم به رعايت زنبورستان ها از يکديگر در هر منطقه 6کيلومتر است . چنانچه اين فاصله کمتر شود بخصوص اگر منطقه پوشش گياهي چندان خوبينداشته باشد چند مشکل اساسي پيش خواهد آمد . 1- توليد عسل کمتر در دو زنبورستان مجاور هم به علت کمبود منابع شهد وگرده 2- به علت گرده افشاني بيش از حد مورد نياز بيشتر گل ها بهميوه يا بذر تبديل شده و تمام ميوه ها قادر به دريافت مواد غذايي کافي نمي شوند واز کيفيت محصول کاسته شده 3- امکان رفتن اشتباهي زنبورهاي يک زنبورستان بهزنبورستان هاي ديگر و شيوع بيماري و غارت وجود دارد. 8- نياز زنبورستان به حصار 9- ميزان نزديکي زنبورستان به جاده براي دسترسي به وسايل نقليه براي حمل ونقل ،بارگيري و تخليه کندوها 10- بهترين مناطق استقرار يک زنبورستان : بي ترديد بهترين مکان استقرار يک زنبورستان در يک باغ يا مزرعهبزرگي است که محصول آن بايد توسط زنبور عسل گرده افشاني شود. در اين صورت علاوه برتوليد عسل براي زنبوردار محصولات کشاورز يا باغ دار هم به قدر کافي گرده افشاني ميشود. 11- استقرار زنبورستان در کنار دريا يارودخانه : چنانچه زنبورستان در ساحل دريا يا رودخانهمستقر شود زنبورها براي نوشيدنو جمع آوري آب بطرف آنها رفتهو معمولا جريان آب رودخانه يا امواج دريا بيشتر زنبورها را غرق مي کند و به اينترتيب خسارت سنگيني به جمعيت کلني ها وارد مي شود. 12-سطحزنبورستان و استقرار کندوها روي پايه يا سکو : سطحزمين زنبورستان بايد دست کم 30 سانتي متر بالاتر از زمين هاي اطراف باشد. 13-فاصله کندوها از هم در يک زنبورستان : در يک زنبورستان رعايت فاصله 5/2 متر بين دو کندو ضروري است. 14-مکان زنبورستان در رابطه باسمپاشي باغ ها و مزارع 15- جهت استقرار کندوها درزنبورستان چنانکه منطقه اي که زنبورستان در آن مستقراست بادخيز نباشد مي توان کندوها را به گونه اي در زنبورستان مستقر کرد که سوراخپرواز آنها به سمت مشرق يا جنوب باشد در اين صورت با طلوع خورشيد نور به سمت جلويکندوها مي تابد و زنبورها زودتر فعاليت روزانه را آغاز مي کنند.در مناطق بادخيزسوراخپرواز بايد در جهت مخالف وزش باد باشد تا بخصوص درزمستان باد سرد به داخل کندوها وزيده نشود و در ساير مواقع نيز موجب ناراحتيزنبورها نشود. 16-محافظت کندوها از عوامل نامساعد جوي و محيطي 17-مسافت مکان جديد زنبورستان تا مکان قبلي شعاع پرواز مفيد زنبور عسل به 2 کيلومتر و شعاعپرواز دور آن به 6 کيلومتر و گاهي به 12 الي 5/13 کيلومتر ميرسد. براي جلوگيري از مراجعت زنبورها به مکان زنبورستان قبلي مکان زنبورستانجديد تا قبلي بايد بيش از 6 کيلومتر فاصله داشته باشد. 18-رابطه کندو و مساحت زنبورستان : ديوارها نبايد از 2 متر مرتفع تر و فواصل بين کندوها به ميزانحداقل 5/2 متر از هم بايد رعايت شود. 19- نحوهاستقرار کندوها در زنبورستان : محل استقرار کندوها درزنبورستان بايد به گونه اي طراحي شود که زنبورهاي پرواز کننده از کندوهاي مختلفمانعي در جلوي زنبورهاي ديگر نباشد به همين جهت در استقرار کندوها طرح هايي چون زيگزاگ - مربع - گروهي - موازي و غيره ممکن است عملي گردد. 20-زنبورستان در مناطق گرمسيري: زنبورداران محترم از تلفن همراه در کانون زنبورداری استفاده نکنند
بنا به تحقیقی که اخیرا در یکی از ایالات کشور امریکا به عمل آمده محققان متوجه به گمراه شدن زنبورهای عسل حین مراجعه به کندوهای خود شده اند که دلیل ای امر مربوط به استفاده افراد مختلف از تلفن همراه در نزدیکی کندوها میباشد بهترین زمان خرید جمعیتها در ایران به استثنا در مناطق گرم جنوبی بهمن ماه و اسفند است
همه جمعیت ها یک قدرت دروغی در پائیز نشان میدن ولی تا بهم ماه زنبور های اضافه از بین رفته وقدرت واقعی جمعیت مشخص می گردد بنابر این خرید جمعیت در پائیز اشتباه است این توصیه اول من به زنبور دار تازه کاره است
توصیه دوم من :مطالعه کتب زنبور داری قابل اعتماد در زمستان است
توصیه سوم: هنگام خرید دقت شود که جمعیت حتما ملکه داشته باشد. جمعیت بی ملکه آنهم در بهمن ماه فاقد ارزش بوده و محکوم به مرگ است
توصیه چهارم: به کسانی که زنبور داری شروع نموده اند یا می خواهند شروع کنند این است که تجربه آموزی را هرگز با یک کندو شروع ننمایند حد اقل لازم برای زنبور داری سه کندوی پر از زنبور و قوی پیشنهاد میکنم به تعداد بیش از این نیز باعث خستگی شما در اوایل کار می شود.
توصیه پنجم : همیشه جمعیت های قوی و سالم را بخرید چه هر اندازه قیمت هایشان گران باشد باز خرید آنها صحیح تر است. -این جمعیت قوی در همان سال اول تلافی اختلاف قیمتش را با عسل اضافی که در اختیار صاحبش می گذارد درآورده و به نفع شما میباشدو در ضمن این جمعیت در بهار نیز باز یک بچه هم میدهد که این هم باز یک نفع اضافی برای زنبور دار است .
منظور از جمعیت قوی در بهمن ماه جمعیتی است که دو طرف شش تا هشت قاب را با زنبور وشانیده باشد
توصیه ششم : سعی کنید جمعیت رادر جایی مستقر کنید که در آنجا ۵تا ۶ ماه از سال گیاهان مختلف یکی بعد از دیگری گل بدهند و اگر این شرایط مهیا نبود حتما باید زنبورها به مناطق مختلفی حتی چند بار در طول سال کوچ داد. رفتار بازنبورها
طرز کارکردن و رقتارتان برای زنبورها مهم است هیچوقت در کندو را بدون دود دادن باز نکنید و هیچوقت هم بیش از اندازه به داخل ان دود ندهید. دود دادن زیاد باعث گیجی و عصبانی شدن زنبورها می گردد با دود دادن به زنبورها خواهید فهماند که ازانها قویترید.وقتی که انها شما را از خودشان قویترحس کردند دیگربه شما حمله ورنخواهند شد .
هنگامی که کندو راباز کرده وبازنبورها کارمی کنید اگر زنبوری ناگاه به دست شما حمله کرد نترسید ودستتان رابسرعت عقب نکشید زیرا دراین صورت حتما نیش خواهد زدواگر دست رابه همان حال نگهداریدنیش نمیزند. از هر حرکت ناگهانی در مقبل جمعیت بپرهیزید چون از آن خوششان نمی آید و فورا حمل کرده و نیش می زنند . قاب را هیچگاه به زور بیرون نکشید زیرا ناگهان کنده شده و زنبور ها را عصبانی می کند مواظب باشید که قاب پر از زنبور از دستتان به زمین نیفتد که در این صورت زنبورها به شما حمله کرده ونیش می زنند . زنبور ها از بوی عرق بدشان می آید و به کسی که بدنش بوی عرق بدهد یا به خود یا موهایش ادکلن و عطر زده باشد حمله می کنند بین رنگها سفید برایشان آرامش دهنده و قهوه ای ناراحت کننده است از پارچه های پشمی به هر نحو و رنگی که باشند بدشان میاد. زهر زنبور عسل مصونیت موضعی می دهد
یعنی اگر زنبور نقطه ای از بدن را نیش زد و این نقطه متورم شد دفعه بعد اگر باز همین نقطه و اطرافش را نیش بزند دیگر متورم نمی شود . در هوای بارانی و یا وقتی که هوای آفتابی تبدیل به هوای بارانی می شود زنبور ها ناراحتن در چنین مواقعی به کندوهایشان دست نزنید که حمله خواهند کرد.
الکل باعث عصبانیت زنبور ها می شود بعد از نوشیدن مشروبات حتی آب جو به کندو ها نزدیک نشوید هنگام کار کردن با زنبور ها جلوی سوراخ پرواز نایستید زیرا نظم ورود و خروج آنها را به هم زده و زنبور ها که تحمل بی نظمی را ندارند به شما حمله ور خواهند شد 3نکته مهم در هنگام بازدید کندوها باید همیشه شماره گذاری باشند ودر اولین بازدید بهاری از داخل کندوها حتما از زنده بودن ملکه مطمئن شوید لازم نیست که خود ملکه را ببینید وجود تخم در داخل سلول ها دلیل بر وجود ملکه است ملکه معمولا در هر سلول یک تخم می گذارد هرگاه ضمن بازدید در داخل هر سلول بیش از یک تخم دیدید نشانه آن است که ملکه این جمعیت مدت هاست که از بین رفته وگارگر ها این تخم ها را گذاشته اند زیرا تنها کارگرها هستند که ناشیانه در هر سلول چند تخم می گذارند چیز دیگری که باید در اولین بازدید بهاری به آنتوجه کرد رفتار زنبور ها پس از دادن کمی دود به کندوست و اینکه پس از دود دادن آیا حمله می کنند یا به آرامی بر روی قابها می نشینند در صورت حمله زنبور ها می تواند دلیل بر بی ملکه بودنشان باشد . به غذای موجوددرکندو نیز درهمین بازدید باید دقت داشته باشید ودر صورت کمبود غذا یک یا دو قاب عسل داخل جمعیتی که کمبود غذادارد آویزان کنید یادتان باشد قاب ها را اول خراشیده و سپس در وسط قاب ها آویزان کنید تا زنبور ها تحریک به خوردن عسل شوند ودر صورت نبود قاب عسل جمعیت را با شربتی که از یک پیمانه آب و یک پیمانه شکر و دو قاشق غذا خوری عسل درست می شود تغذیه کنید (پیمانه یک لیتری) بهتر است که شربت را پس از مخلوط کردن روی آتش گذاشته و حرارت آن را به40درجه رساند یعنی وقتی که انگشت را داخل شربت می زنید حرارت آن را به زحمت احساس کنید این کار را به مدت 10 الی 15 روز ادامه دهید پس تا اینجا فهمیدیم.
نتیجه می گیریم در اولین بازدید بهاره به این سه نکته باید توجه داشت
لف- وجود ملکه
ب - طرز رفتار زنبور ها
ج - مقدار غذا منبع: كتاب زنبورداري دكتر شهرستاني
از کجا و چگونه زنبور داری را شروع کنیم ؟(۱) با سلام : تقریباً اکثر بازدید کنندگانی که به این وبلاگ اومدند . قصد آغاز زنبور داری را دارند و اطلاعات چندانی نسبت زنبور عسل و شغل زنبور داری ندارند . اینجانب تا جایی که توان علمی داشته باشم سعی در راهنمایی شما می نمایم . تا شما اگر توان و امکانات زنبور داری را داشته باشید به این حرفه مشغول شده و منفعت برده باشید و اگر با مطالعه این وبلاگ پی به عدم توان و یا نبود امکانات خود در این حرفه آگاهی یابید . به این حرفه درست نزده تا قبل از هر اقدامی متوجه عدم منفعت در این شغل گردیده و در صرف هزینه و وقت صرفه جویی کرده باشید. اولا زنبور داری شغلی جالب و متحیر کننده می باشد . جالب اینکه در این شغل با موجوداتی سرو کار داریم که زندگی تشکیلاتی آنها نمونه بارزی است از نظم و ترتیب و همکاری متقابل که هر وقت به کندو ها سر زده با مشاهده فعالیت های هر یک از زنبور ها به شکلی خواهید بود که متوجه نظم و ترتیب بسیار شگفت انگیز خواهید شد و پی به قدرت خداوند یکتا خواهید برد. ثانیا شغلی پرمنفعت : با فروش محصولات کندو (عسل ، گرده گل ، موم، بره موم و ژل رویال)درامد قابل توجه ای به دست خواهید آورد . که باعث دلگرمی و انگیزه برای ادامه این شغل خواهد بود . اما برای شروع کار قبل از هر چیز باید بدانید محلی که زندگی می نمایید . یا قرار است . کندو ها را آنجا مستقر نمایید . برای زنبور ها مناسب می باشد تا هم احتیاجات خود کلنی را براورده نماید و هم محصول اضافی داشته تا شما از آن استفاده نمایید . بخش اول محیط زنبور ستان: 1 – محیط از لحاظ شهد و گرده فراوان مناسب شغل زنبور داری باشد . محیط فاقد گل و گیاه و یا محیطی که گل و گیاه در آن کم بوده و یا فقط مدت کوتاهی از سال گل وجود دارد برای زنبور داری مناسب نمی باشد. به نظر من مهمترین و اساسی ترین بخش زنبور داری محیط مناسب ( در اکثر اوقات سال گل فراوان وجود داشته باشد) برای زنبور داری می باشد . گیاهانی چون درختان میوه شکوفه دار بهاره (، سیب ، گلابی ، مرکبات ، زردالو، آلوچه و گیلاس) پنبه ،آفتاب گردان ، یونجه ، شبدر ، اسپرس ، بیدمشک ، گوَ ن ، آویشن ، خردل ، زعفران ، نخود ، لوبیا ، نعنا ، اقاقیا ، کاج ، گیاهان زینتی و طیف بسیار وسیعی از دیگر گیاهان زراعی ، باغی ، جنگلی ، گیاه هان دارویی خور روی کو ها و تپه ها و مرتعی منابع شهد و گرده برای زنبور عسل محسوب می شوند. در این شرایط شما بهترین راندمان تولید را از زنبورستان خود خواهید داشت . اگر شما بهترین زنبور دار باشید ولی محیط فاقد گل و گیاه باشد . شما موفق نخواهید بود. 2 – شرایط آب و هوایی مناسبی داشته باشد . به طور معمولی باد شدید یا باران و مه آلود بودن هوا و یا گرما و سرما ی شدید در همه نقاط وجود دارد اما این شرایط فقط مدت کوتاه و در حد 3 الی 10 روز از سال به وجود می آید . اما گرما یا سرمای بیش از حد تحمل ، بارندگی پیوسته و زیاد ، هوای ابری در بیشتر اوقات سال یا فصل مورد نظر ، بادهای شدید ، هوای شرجی یا هوای غالبا مه آلود ، افزایش یا کاهش ناگهانی درجه حرارت هوا و آلودگی غیر تحمل هوا ممکن است. در اقلب اوقات سال چنین منطقه ای را برای استقرار زنبورستان نا مطلوب میکند و زنبور داری را با ضرر و تلفات زیاد همراه می نماید . 3 - اهمیت وجود منبع آب سالم در اطراف زنبورستان : 4 - بهداشت منطقه زنبورستان و اهمیت آن : زنبورستان شما نباید در نقاطی که سپاشی زیاد وجود داردبه خصوص جالیز ها و مزارع گلزا که بیشترین سم پاشی ها را دارند قرار گیرد . در حقیقت شما عطای این مزارع را به لقاء شان ببخشید. 15 – عدم وجود دشمنان زنبور عسل: شما نباید زنبورستان خود را در مناطقی که دشمان زنبور عسل از جمله سار ، خرس ، زنبور قرمز، موریانه و موچه که قابلنابودی و یا محارشان وجود ندارد . قرار دهید .
ملکه ۱- سیستم دو ملکه ای کندوها
2 - معرفی ملکه به کلنی 3 – پیدایش کارگران تخم گذار 4 - مبارزه با کارگران تخم گذار 1 - سیستم دو ملکه ای کندوها : انگیزه اصلی اجرای این سیستم آن است که عملکرد کندوها افزایش چشمگیری پیدا کند.با توجه به اینکه با افزایش جمعیت کلنی ، عملکرد و راندمان کلنی نیز افزایش خواهد یافت باید سعی شود که به طرق مختلف جمعیت را افزایش دهیم . که مهمترین راه استفاده از ملکه ای از نژاد خوب و جوان و مراقبت های ویژه از کندو می باشد ولی یکی از راه های افزایش جمعیت اجرای سیستم دو ملکه ای است . این روش اولین بار در سال 1937 توسط آقای فرار اجرا گردید. 5 تا 7 هفته قبل از اینکه جریان شهد طبیعی شروع شود باید عملیات سیستم دو ملکه ای اجرا گردد . به طور مثال اگر در منطقه ای عسلگیری در تیر ماه انجام می شود عملیات باید از اواسط اردیبهشت شروع گردد. چگونگی عملیات: در نیمی از بدنه اصلی کندو ی قوی و سالم خود قابهای نوزادان را قرار داده و نیم دیگر را با قاب گرده ، پوکه و قابهای عسل و حدود 40 درصد زنبوران بالغ پر می کنیم . ملکه اصلی را نیز در بدنه اصلی مستقر نموده و روی بدنه شبکه مانع عبور ملکه قرار می دهیم . سپس بسته به میزان جمعیت کندو ، دو طبقه یا دو نیم طبقه روی شبکه ملکه می گذاریم و بعد روی طبقه بالائی یک سرپوش داخلی قرار می دهیم .( این سر پوش از جنس فیبر بوده و وسط آن یک سوراخ تعبیه گردیده که به وسیله توری چشم ریزی مسدود گردیده است .) آنگاه روی سرپوش فیبر یک طبقه دیگر قرار داده و مابقی قابهای نوزادان ، قابهای عسل ، پوکه (پوکه = قاب موم بافی شده سالهای قبل که اکنون نه نوزاد دارد و نه عسل و گرده و فقط حجره های خالی دارد.البته کمی هم سیاه رنگ شده است. ) گرده و بقیه نوزادان بالغ را در این طبقه مستقر نموده و یک ملکه نیز به آن معرفی می نماییم .همچنین یک دریچه پرواز هم جهت با دیچه پرواز پائین برای این طبقه درست می کنیم . در این حالت زنبوران فقط ارتباط فرمونی با هم دارند . این روند ادامه دارد تا زمانی که اولین شهد به کندو آورده شود . در این موقع باید دو جمعیت را با هم یکی کرد . به این ترتیب که ابتدا فیبر سرپوش داخلی را برمیداریم . سپس ملکه را برداشته و به جای آن روزنامه می گذاریم در این حالت جمعیتها با هم مخلوت شده و ملکه ها نیز ممکن است تا مدتی با هم زندگی مسالمت آمیزی داشته باشند . در غیر این صورت ملکه جوان ملکه مسن تر را کشته و خود ملکه اصلی کندو می گیرد . لازم به ذکر است که دریچه پرواز کندوی طبقه فوقانی باید در جهت کندو ی بدنه باشد تا در ادغام کندوها مشکلی پیش نیاید به طور کلی عملکرد کندوی دو ملکه احتمالاً بالاتر از دو کندو به طور جداگانه خواهد بود . به طور کلی عملکرد کندوی دو ملکه ای حتماً بالاتر از عملکرد دو کندو به طور جداگانه خواهد بود مثلا اگر دو کندو به طور جداگانه هر کدام 15 کیلو گرم و در مجموع 30 کیلو گرم محصول بدهد یک کندو با سیستم دو ملکه ای بیش از 30 کیلو گرم محصول خواهد داد . در موارد زیادی محصول یک کندو با سیستم دو ملکه ای 5/1 تا 2 برابر محصول دو کندوی مجزا خواهد بود . روش های دیگر اجرای سیستم دو ملکه ای : در این روش بر روی بدنه اصلی یک طبقه می گذاریم و روی طبقه شبکه مانع عبور ملکه قرار می دهیم و بعد دو طبقه یا دو نیم طبقه روی شبکه ملکه قرار می دهیم . سپس یک توری دو جداره ( مانند شبکه ملکه و با ابعاد آن ) که دارای چشمه های ریز باشد بر روی طبقه آخر گذاشته و در نهایت روی توری یک بدنه قرار می دهیم . اگر ضرورت داشت می توان بر روی آین بدنه یک طبقه دیگر قرار داد . با شروع شهد منطقه شبکه توری و شبکه ملکه را برداشته و به جای آن روزنامه قرار می دهیم تا جمعیت ها مخلوط شوند . نحوه درست کردن این سیستم دقیقاً مانند روش قبل است . مزایا و محاسن سیستم دو ملکه ای : 1 – مشکل بچه دهی در چنین کندو هائی وجود ندارد . 2 – عملکرد خیلی خوب و بالائی دارند . 3 – این کندوها در پایان فصل شرایط بسیار مساعدی برای زمستان گذرانی دارند . 4 – تعویض ملکه پیر و مسن به طور اتوماتیک وار صورت می گیرد بدون اینکه وقفه ای در تخمگذاری ایجاد شود ( در 95 درصد موارد ملکه جوان ملکه پیر را کشته و خود ملکه کندو می شود )
معایب و اشکالات سیستم دو ملکه ای: 1 – به نیروی کارگری بیشتری نیاز است. 2 – تعیین زمان دقیق و معین اجرای عملیات مشکل است(عملیات این سیستم باید در زمان معینی اجرا گردد.) 3 – حمل و نقل چنین کندوهائی مشکل است. 4 – امکان افتادن کندوها در اثر بادهای شدید وجود دارد. 5 – استقرار کندوها در زمین های غیر مسطح مشکل است.
2 - معرفی ملکه به کلنی: گاهی پیش می آید که مجبور به تعویض ملکه می شوید. در این زمان شما چند کار میتوانید انجام دهید:
1 – گاهی پیش می آید که زنبورهای کلنی خود نیاز به تعویض ملکه را حس می کنند. در این هنگام آنها اقدام به پرورش ملکه نموده و ملکه را از بین می برند. در این صورت نیاز نیست که شما کاری انجام دهید زنبورها خود بصورت غریزی و خودکار این کار را انجام داده اند. 2 – در صورتی که شما خواسته باشید این کار را انجام دهید بایستی کلنی را یتیم کنید یعنی ملکه را از بین ببرید . در این حالت در صورتی که در کندو تخم روز وجود داشته باشند زنبورها اقدام به پرورش ملکه می نمایند . در صورت عدم وجود تخم روز در کلنی بایستی یک کادر تخم روز به کندو داد تا زنبورها اقدام به پرورش ملکه نمایند. در دو روش بالا زمان کمی طولانی می شود یعنی مدت زمان پرورش ملکه به مدت زمان افزوده میشود و زمانی که ما خواسته باشیم که سریعا به کندو ملکه معرفی کنیم و شروع به کار کند بهتر است که از روشهای زیر استفاده شود . 1 – از کندویی دیگر ملکه بگیریم و این زمانی است که خودمان در زنبورستان اقدام به پرورش ملکه نماییم . 2 - ملکه را از بیرون خریداری نماییم. معرفی موفقیت آمیز ملکه به کندو کار نسبتا دشواری است . درصد موفقیت در این امر بستگی زیادی به موقع سال ، شرایط آب و هوائی ، شرایط داخل کندو و روش معرفی ملکه دارد. معرفی ملکه به کندو در هنگام جریان شهد طبیعی بسیار راحت تر و موفقیت آمیز تر است . زیرا هم زنبورهای چرا کننده و هم زنبورهای داخل کندو کاملا به انجام وظایف خود مشغول هستند. روشهای مختلفی برای معرفی ملکه به کندو وجود دارد . در معرفی ملکه به کندو فاکتور های زیر را باید رعایت نمود.
1 - 24 ساعت قبل از معرفی ملکه جدید باید کندو را یتیم کرد و در صورتی که در کندو شاخون و جود دارد باید آنها را از بین برد چون در صورتی که در کندو شاخون وجود داشته باشند از پذیرش ملکه امتناع می کنند. 2 – تغذیه کلنی با شربت 40 درصد از همان لحظه یتیم شدن باید آغاز شود. 3 – نوع قفس که ملکه را با آن به کندو معرفی میکنیم حائز اهمیت است . 4 – تغیرات جوی روی درصد پذیرش ملکه موثر است. بهترین زمان معرفی ملکه زمانی است . که زنبور از صحرا شهد جمع آوری می کند . زیرا همین زنبوران صحرا رو هستند که باعث کشتن ملکه و عدم پذیرش ملکه می شوند . دلیل تغذیه کندو با شربت هم این است که در واقع با دادن شربت به کندو جریان مصنوعی شهد برقرار می سازیم که زنبوران مزرعه رو با آن مشغول می شوند . در حقیقت شربت دادن تقلیدی از وجود شهد در طبیعت است . اگر بخواهیم به جای شربت از عسل جهت تغذیه کندو استفاده کنیم چنانچه کندو دو طبقه باشد قابهای عسل آن را به طبقه پائین منتقل می کنیم چرا که وقتی کندو دو طبقه است زنبور شهد را که از صحرا می آورد در طبقه بالا جمع آوری می کند . زمانی که عسل را در طبقه پائین قرار داده ایم عملا جریان مصنوعی شهد به طبقه بالا را برقرار ساخته ایم اگر کندو یک طبقه باشد عسل را در وسط کندو قرار می دهیم زیرا در کندوی یک طبقه جریان طبیعی ذخیره شهد عسل در قابهای کناری است و وقتی که قاب عسل سرباز را وسط کندو میگذاریم باز هم جریان مصنوعی جمع آوری و ذخیره شهد رابرقرار می سازیم . در نتیجه به جریان افتادن حمل و نقل شهد و عسل تقریبا زنبوران مزرعه رو مشغول جمع آوری و ذخیره شهد خواهد شد.و زمانی که این زنبوران از فعالیت ذخیره شهد فارغ شدند دیگر تقریبا فرمون ملکه معرفی شده بر کندو غالب شده و نهایتا پذیرفته می شود. روش های معرفی ملکه بسیار متنوع است و بر حسب سلیقه زنبور داران تفاوتهائی دارند: 1 – اکثر زنبور داران از همان قفس دریافت ملکه جهت معرفی ملکه استفاده می کنند به این ترتیب یک طرف قفس از خمیر شکر پر شده است که در صورتی که کلنی ملکه را بپذیرد خمیر شکر را خورده و ملکه را آزاد می کنند . قفس را باید وسط کندو و بین دو قاب که زنبوران زیادند قرار دهیم و تا سه روز نباید به کندو سرکشی کنیم ، چرا که احتمال کشتن ملکه به وسیله کارگران را زیاد می کنیم. 3 روز پس از معرفی ملکه باید کندو را بازدید کرد و از پذیرش ملکه توسط کلنی مطمئن شد .
2 – استفاده از قفسهای لولهای جهت ملکه: این قفسها را به ابعاد مختلف می سازند که هر چه بزرگتر باشد بهتر است . ابعاد معمولی قفس لوله ای عبارت است از قطر 2 تا 5/2 سانتیمتر ، طول 10 تا 25 سانتیمتر ، در دو طرف قفس چوب پنبه قرار می دهند . پس از گذشت سه روز از معرفی ملکه یکی از چوب پنبه ها را خودمان بر میداریم. 3 – استفاده از قاب توری جهت معرفی ملکه: این قاب توری یک قاب خالی بدون سیمکشی و به ابعاد قاب استاندارد معمولی می باشد که در طرفین آن دو صفحه توری چشم ریز کشیده شده همچنین دارای یک سوراخ است که در دیواره جانبی تعبیه شده و به وسیله چوب پنبه پوشانده شده است . 4 – استفاده از قفسهای فشاری: این قفس از توری به ابعاد 12*12 سانتیمتر ساخته شده و لبه های آن به اندازه 5/2 سانتیمتر برگشته است . در گوشه ای از قفس یک لوله مسی به طول 4تا 5 سانتیمتر و قطر یک سانتیمتر جوش داده شده است . برای معرفی ملکه با استفاده از این قفس ابتدا یک قاب را حاوی شفیره های مسن در حال تولد بوده و دارای عسل و حجره های خالی باشد . انتخاب و سپس لوله مسی قفس را روی شان فشار میدهیم تا لبه های آن به محورشان برسد و سطح لوله مسی در سطح شان قرار گیرد . ملکه ظرف 2 تا 3 روز آزادمی گردد.
برای معرفی ملکه که فوق العاده اهمیت داردو باید 100 درصد حفظ گردد باید ابتدا یک قاب حاوی شفیره در حال تولد را انتخاب کرده و نبورهایش را میتکانیم . ملکه مورد نظر را روی قاب گذاشته و قاب را داخل یک بدنه قرار می دهیم . در طرفین این قاب پوکه میگذاریم سپس یک توری ( توری پنجره) روی یم بدنه حاوی زنبورکوبیده و بدنه حاوی ملکه را روی آن قرار میدهیم . بعد از چند روز ملکه شروع به تخمگذاری در بدنه بالائی می کند.مجددا به بدنه بالائی قاب حاوی شفیره مسن میدهیم و این کار را مرتبا ادامه میدهیم تا تبدیل به یک کندو شود سپس آن را برداشته و مستقلا ادامه میدهیم.
3 - پیدایش کارگران تخم گذار: پیدایش کارگران تخم گذار در نژادهای مختلف متفاوت است ولی معمولا چنانچه کندوئی یتیم شود و برای مدت حدود یک هفته تخم یا نوزاد کوچکتر از سه روز و یا سلول ملکه نداشته باشد که توسط آنها ملکه ای پرورش دهد تخمدان تعدادی از کارگران رشد کرده و در عرض هفت تا پانزده روز شواهدی از تخمگذاری کارگران داخل حجره ها دیده می شود .چون کارگران کیسه اسپرم ندارند و توانایی جفتگیری با زنبور نر را ندارند . پس نمی توانند تخم کارگر و یا ملکه بگذارند و همه تخم های آنها نر می باشد و چون زنبور نر برای زنبور دار کاربر زیادی ندارد و از کلنی که نر زا شده دیگر نمی توان عسل یا محصولی دیگری برداشت کرد . در موارد حاد چنانچه بعد از یک ماه چنین زنبورانی را تشریح کنیم خواهیم دید که تخمدان آنها رشد کرده و با تخمدان زنبوران قبل از یتیم شدن کندو تفاوت بسیاری دارد. این کارگران از نظر تخمگذاری مشخصاتی شبیه ملکه ضعیف و ناتوان نشان می دهند .مثلا به طور نا منظم و گاهی اوقات چند تخم داخل یک حجره قرار می دهند کلیه این تخمها تبدیل به زنبور نر می شود . این تخمها چنانچه در حجره های نر پرورش یابند به اندازه زنبور نر معمولی خواهند بود ولی آنهائی که در حجره های کارگران پرورش یابند اندازه کوچکتری دارند. کارگران تخمگذار حتی ممکن است که اقدام به پرورش ملکه نموده و به این ترتیب زنبوردار را گمراه نماید. ولی این حجره ها بجای اینکه مثل حجره های ملکه شش روز بسته بماند مانند حجره های نر 14 روز بسیته می شود
4 - مبارزه با کارگران تخم گذار: به محض اینکه کارگران تخمگذار، ملکه باروری را قبول کردند تخمگذاری آنها یا متوقف شده و یا اینکه توسط سایر کارگران از تخمگذاری آنها جلوگیری به عمل می آید . از طرفی کندوئی که کارگر تخمگذار دارد با ملکه غریبه خصوصا اگر از نژاد دیگری باشد به طور خصمانه ای رفتار کرده و در نتیجه معرفی ملکه غالبا نا موفق است. ولی چنانچه عملیات زیر با دقت و در اواسط روز انجام شود معمولا موفقیت آمیز خواهد بود. 1 – در مراحل اولیه یعنی وقتی تعداد زیادی کارگر تخمگذار به وجود نیامده و کندو تازه یتیم شده است یک ملکه خوب و قوی از همان نژاد را مستقیما از روی قابی که مشغول تخمگذاری است برداشته و بلافاصله روی یک قاب از کندوئی که کارگر تخمگذار دارد قرار دهید ( بهتر آن است از ملکه های پیر و از رده خارج استفاده شود که اگر کندو ملکه را قبول نکرد. هزینه زیادی به شما متهمل نشود) لازم است که کندوی یتیم بیست و چهار ساعت قبل تغذیه شده باشد و همچنین در موقع عملیات خوب دود داده شود. اگر مدتی است که کندوی یتیم مانده است باید شرایط تعادل تخمگذاری بین دو کندو برقرار شود و اگر چنین تفاوتی وجود ندارد چند روز قبل از عملیات و معرفی ملکه یک قاب تخم به کندوی یتیم داده شود. لازم به ذکر است که در موقع معرفی ملکه به کندو اعم از تعویض ملکه ، گرفتن بچه مصنوعی و غیره باید دو کندو از نظر تخم متعادل و برابر باشند تا معرفی ملکه با موفقیت انجام شود. 2 – در مواردی غیر حاد که زنبوران جوان در حال خارج شدن هستند یا در یکی دو روز گذشته متولد شده اند زنبوران را مانند بالا تغذیه کرده و بعد یک سلول ملکه بدهید . در صورت امکان بهتر است که یک قاب محتوی سلول ملکه به این نوع کندوها داده شود . ولی در هر صورت اگر سلول ملکه تنها به آن داده می شود باید آن را با قفسهای سیمی مخصوص محافظت نمود که کارگران آن را خراب نکنند . از آنجایی که سلول ملکه حساس بوده و با کوچکترین فشاری ممکن است خراب شده و مورد قبول کارگران قرار نگیرد توصیه می شود سلولهای ملکه را از قاب جدا ننموده و همراه آن به کندو بدهید و در صورت نبودن سلول ملکه در کندو از یک قاب محتوی تخم روز استفاده شود. 3 – کندوئی که کارگر تخمگذار در آن به وجود آمده تا حد زیادی از بین رفته تلقی می شود به خصوص زمانی که سلول های نر سر بسته شده باشند و در واقع ارزش ملکه دادن و اصلاح کردن را ندارد و بهتر است با روش استفاده از روزنامه در یک کندوی دیگر ادغام شود . با ادغام دو کندو چیزی از بین نمیرود چون هم از قاب و هم از جمعیت آن استفاده می شود .ولی باید دید که آیا ادغام هم به صرف است یا اینکه با این عمل امکان از دست رفتن ملکه و یا تعدادی از زنبوران کندوی میزبان مواجه خواهیم شد . 4 – اگر کندو خیلی از بین رفته باشد و از زنبورهائی تشکیل شده که در سن پرواز هستند اول کندو را خوب تغذیه کرده سپس در وسط روز کندو را به فاصله 100 متری جلوی ریف زنبورستان برده و زنبورهایت را کامل تکانده و در دو کندوی طرفین محل قبلی کند را کمی به هم نزدیک کرده تا جای این کندو را کمی گرفته باشند . در این صورت زنبوران کارگری که تخمدانهای آنها رشد کرده توانایی پرواز را نداشته و تلف می شوند . ولی کارگرانی که توانایی پرواز دارند و تخمگر نیستند چون قبلاً خوب تغذیه شده اند و حامل عسل می باشند ورود آنها به کندوی غریبه با اشکالی مواجه نخواهد شد.
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 18 توسط ح.طباییان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||||||||||
|
بیماری جرب تروپيلا ودرمان آن
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 18 توسط ح.طباییان
|
|
|||||||||||||
|
|||||||||||||
|
|
|
|||||
مقدمه :لوك اروپايي، تحت نامهاي لوك خوش خيم ، لوك بدبو، لوك اسيد عامل آلودگي منطقه اي شفيره هاي زنبوران عسل ميباشد. حدت آن ، به تنهايي يا همراه با لوك آمريكايي، آنرا در گروه مشهور به بيماريهاي واگير جا داده است . در سال 1904، در همان زمان كه باسيلوس لاروا مشاهده شد يك آلودگي ديگر شفيره ها تشخيص داده شد كه علايم مغاير با لوك آمريكايي داشت و بعنوان لوك اروپايي شناخته شد. با وجوديكه اين بيماري به قاره اروپا محدود نبود. بر خلاف لوك آمريكايي، لوك اروپايي يك آلودگي است كه توسط باكتريهاي گوناگون ايجاد ميشود. مشهورترين عوامل عبارتند از: ـ ميكروب ملي سو كوكوس پلوتونيوس يا استرپتوكوكوس پلوتون: بموجب تحقيقات وايت White ، مهمترين عامل ايجاد كننده بيماري است ، اين ميكرو ارگانيسم به شكل كوكسي يا دانه هاي تسبيح ، چند شكلي ، معمولاً بصورت كم و بيش گرد به قطر يك ميكرون است. اين ميكروب گاهي بصورت تك تك و گاهي بصورت رشته يا دانه هاي تسبيح، ولي اغلب بصورت توده مشاهده ميشود و گرم مثبت است. اين ميكروب هاگدار يا اسپور دار نميشود ، لذا مقاومت آن محدود است، يك سال در شرايط خشكي و بيست و پنج روز در شرايط معمولي ميتواند زندگي كند. ـ ميكروب باسيلوس آل ويي: نقش اين ميكروب در سال 1885 بوسيله دو نفر به نامهاي Cheshire و Chayne كه بيماري را بطور تجربي ايجاد كردند , روشن گرديد. كار آنها بعداً توسط محققان ديگر, Borchert و Timasec ,تاييد گرديد. اين ميكروب يك باسيل گرم مثبت به اندازه2 - 7× 8/0-2/1 ميكرون ميباشد و مي تواند توليد اسپور نمايد. اين اسپور ها از اسپور هاي باسيلوس لاروا به مراتب بزرگتر و اضلاع موازي دارد. مقاومت آن كمتر و ميتواند دقيقه در 100 درجه سانتي گراد مقاومت نمايد. ميكروب آكروموباكتر اوريديس : يك باسيل گرم منفي ، كه توليد اسپور نمي نمايد و ميتواند به تنهايي يا با ساير عوامل پاتوژن ايجاد بيماري نمايد. نسبت به ساير عوامل از اهميت كمتري برخوردار است. ميتواند مرگ لاروي را كه قبلاً آلوده شده , تسريع نمايد. ـ ميكروب استرپتوكوكوس فكاليس: اين باكتري اغلب همراه ساير اجرام آلوده كننده يا ميكروبها مشاهده ميشود ، در برخي موارد اين باكتري شديداً غالب است و همچنين ميتواند علايم مشخص ايجاد نمايد.
ـ ميكروب باسيلوس لاتروسپروس : اين ميكروب داراي يك اسپور جانبي ميباشد . توانايي بيماريزايي آن مورد بحث است. انتقال تجربي جرم انجام و بيماري نيز ايجاد شده است. دخالت باكتريهاي گوناگون در اين بيماري مشاهده شده است . كه هر كدام ايجاد بيماري لوك اروپاي با علايم مشخص مي نمايند. احتمال دخالت ويروس ها در ايجاد بيماري وجود دارد, اما تئوري دخالت يك ويروس معين مردود است. ويروس عامل لارو كيسه اي، برخي موارد با استرپتوكوكوس فكاليس يكي از عوامل ايجاد كننده لوك اروپايي مي باشند, كه لاروها علايم مشخصه لوك اروپايي را نشان داده و ميتوان حضور اين ويروس را به ميزان بالا تشخيص داد. همچنين در حمله ويروس فلجي حاد (APV )به زنبوران, كه به شفيره ها و زنبوران بالغ از طريق وارواي ماده منتقل ميشود، علايم معين لوك اروپايي ديده ميشود. دخالت ميكرو ارگانيسم هاي مختلف در ايجاد لوك اروپايي موجب ارايه تفسير هاي مختلف توسط محققين شده است. گروهي تئوري وجود يك لوك اروپايي را علي رغم عوامل گوناگون ايجاد كننده بيماري پذيرفته اند. اين نظريه مي گويد كه علايم ثبت شده گوناگون مربوط به انواع اختصاصي بيماري نميباشد. گروهي با توجه به عامل يا عوامل ايجاد كننده و علايم مخصوص، بيماري خاصي را مطرح مي نمايند. ـ لوك اروپايي واقعي، با اجرام غالب استرپتوكوكوس پلوتون و باسيلوس آل ويي ـ لوك اروپايي حاد، با جرم غالب باسيلوس آل ويي ـ بيماري شفيره هاي فاسد : با جرم غالب استرپتوكوكوس فكاليس . عامل مستعد كننده اي كه بطور عموم پذيرفته شده منشأ غذايي بوده و ضعف تغذيه اي است . در بعضي از مناطق معلوم شده كه وقتي كلني هاي قوي با يك دوره بارندگي ، سرما يا خشكي طولاني كه در آوردن گرده اختلال ايجاد شود، مواجه مي شوند يا در بعضي از اوقات سال كه ميزان گرده كاهش مي يابد. بيماري ظهور مي نمايد. تضعيف كلني به هر دليل ,تغييرات جوي, اختلال در توازن گروههاي جمعيتي كلني ، وجود عوامل بيماري زاي ديگر (واروا) ، در بروز بيماري ميتواند اهميت داشته باشد. بيماريزايي : در موقعيت بروز بيماري ، عامل از طريق مواد غذايي به لاروها منتقل ميشود . با رسيدن به روده مياني به شكل سريع تكثير ميشود. آلودگي محدود به روده بوده و منجر به سپتي سمي نميشود. لارو در اثر محروميت از غذا و رشد ساير باكتريها تلف ميشود. بروز علايم لوك اروپايي در مرحله باز بودن شفيره ها ، در اغلب موارد تشخيص بيماري را آسان مي نمايد. ـ شفيره هاي موزاييك مانند. - بوي مخصوص :كم و بيش قابل تشخيص و متفاوت با بوي لوك آمريكايي, لاروها در كف حجره ها مشاهده ميشوند. كم و بيش شكل و قطعه بندي خود را حفظ كرده اند ، ولي اغلب وضعيت غير طبيعي دارند. به ديواره حجر چسبيده نيستند، كشدار نبوده ولي نرم ميباشند و با لمس كردن به راحتي پاره ميشوند. رنگ سفيد صدفي خود را از دست داده ، سپس زرد و سرانجام قهوه اي ميشوند. - وضعيت پلاك هاي توليد شده : بعد از خشك شدن ، لارو ها به پلاك هايي تبديل شده كه به سادگي از ديواره حجره جدا ميشوند. علايم فوق در زماني كه استرپتوكوكوس پلوتون و باسيلوس آل ويي غالب باشد مشاهده ميشود. ولي زماني كه بيماري لوك مزمن يا شفيره هاي فاسد باشند, علايم تفاوت ميكند. در لوك مزمن: گروهي از لاروها بعد از بسته شدن درب حجره ها, تلف ميشوند. در ب حجره ها فرو رفته , لاروها به رنگ بلوطي در آمده ، گاهي كشدار مثل لوك آمريكايي ,بدون اينكه بوي خاص استشمام شود. لاروها پس از خشك شدن بشكل پولك بلوطي تيره درآمده كه بسادگي قابل جدا شدن است و توسط زنبوران خارج ميشود. عامل آلوده كننده توسط مواد غذايي وارد روده مياني لارو مي شود. هر سه نوع لارو به آلودگي حساس هستند. بيماري لاروهاي جوان را مبتلا كرده و در مرحله بازبودن در ب شفيره ها آنها را مبتلا كرده و قبل از بسته شدن درب حجره تلف ميشوند. نحوه انتقال آلودگي در سطح كلني، شبيه لوك آمريكايي است ولي با شدت كمتر و چون لارو تلف شده كشدار نبوده و پلاك ها به ديواره حجره چسبيده نيستند , پيشگيري بيماري توسط زنبوران نظافت گر سهل است. تكثير و توسعه بيماري در سطح زنبورستان و منطقه، به فاكتورهايي كه براي ساير بيماريها، مطرح است, بستگي دارد. بيماري معمولاً به چند كلني يا زنبورستان محدود ميشود، از يك زنبورستان به زنبورستان ديگر و از سالي به سالي تفاوت هاي زيادي در بيماري مشاهده ميشود. اغلب عود بيماري در بهار رخ ميدهد. و اغلب بطور خود بخود با مساعد شدن وضعيت غذايي و آب و هوايي بيماري ناپديد ميشود. آمدن واروا با توسعه لوك اروپايي همراه بوده است. آلودگي به واروا باعث تضعيف كلني ها و ضعف در تغذيه زنبوران شده و كندو را مستعد ابتلاء به لوك اروپايي ميكند. كاهش گرده روي فعاليت غدد هيپوفارنژيال و مانديبولار زنبوران پرستار و در نتيجه , بر روي ترشح ژله رويال از نظر كمي و كيفي اثر سوء داشته, لذا لاروهاي جوان دچار نقص تغذيه اي ميشوند. واروا يك عامل مستعد كننده لوك اروپايي است و با آتروفي يا تحليل بردن غدد ترشح كننده ژله رويال باعث اختلال در فعاليت غدد شده و نتيجه اش بر روي لاروها همان نقص در تأمين گرده ميباشد. پيش بيني بيماري: حدت لوك اروپايي به مراتب از لوك آمريكايي كمتر است به اين دليل كه از طرفي مقاومت عامل اين بيماري از مقاومت اسپور باسيلوس لاروا كمتر است و از طرف ديگر مواد پاتوژن (لاروها، پولك ها) خيلي ساده تر توسط زنبوران نظافت گر حذف ميشوند, چون نه چسبيده هستند و نه كشدار . درمان دارويي و همچنين پيشگيري از بروز آن شبيه لوك آمريكايي است , مگر در آلودگي هاي خيلي شديد. نبايد فراموش كرد كه لوك اروپايي وابسته به عامل تغذيه و آنهم اغلب به عامل آب و هوايي بستگي دارد. لذا از بين بردن كلني آلوده بجز در موارد شديد ضرورتي ندارد , ولي حذف كادرهاي آلوده اجباري است. براي درمان دارويي، آنتي بيوتيك اختصاصي لوك اروپايي (دي هيدرو استرپتومايسين) را بصورت يك گرم از ماده مؤثره در هر كلني، در يك ليتر شربت 1 به 1 ميتوان استفاده كرد، 3 بار به فاصله يك هفته تكرارشود.
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 18 توسط ح.طباییان
|
|
||||||
|
||||||
|
|
|
||||
|
نوز ما
بيماري نوزما يك بيماري انگلي است كه هر سه نوع زنبور كندو را مبتلا ميكند. در تمام دنيا گسترش داشته و در اروپا، استراليا و همچنين در امريكا وجود دارد. بدليل انتشار ناپيداي آن به اين بيماري ((قاتل نامرئي)) گفته اند. نوزما بدو فرم وجود دارد: - نوزماي پنهان كه حضور انگل مشهود نميباشد يا خسارت محدودي به زنبور وارد مي نمايد. - نوزماي آشكاركه علايم بيماري ظاهر مي گردند. اولين مشاهدات نوزما توسط دانشمندان در قرون اول ميلادي گزارش شده، اين بيماري باعث صدمه زدن به زنبوران و مرگ آنها در بهار مي شود و مدت زيادي عامل آن را قارچ مي دانستند. تا اينكه در سال 1907 توسط دكتر زاندر [1]عامل آن تشخيص داده شد. اولين درمان مؤثر در سال هاي 1953-1952 [2] انجام گرديد. عامل بيماري يك انگل اجباري تك ياخته اي بنام نوزما آپيس زاندر است. انگل نوزما آپيس بدو فرم مشاهده مي شود: - فرم آميبي يا رويشي كه فرم تكثير شونده آن است و تبديل به اسپور مي شود. فرم رويشي و تكثير شونده انگل با اينكه براي سلول خيلي آزاد دهنده است ولي باعث مرگ ميزبان نمي شود.
اسپور نوزما با ميكروسكوپ الكتروني
- فرم مقاوم يا اسپوركه عامل انتقال از يك ميزبان به ميزبان ديگر است.اسپور بيضوي و شفاف، بدون رنگ بوده، 6/4 تا 4/6 ميكرون طول و 5/2 تا 3 ميكرون عرض، از نظر ساختمان خصوصيات ميكروسپوريدي ها را داراست . بوسيله يك غشاء سه لايه پوشيده شده، كه آن را از خشكي و آسيب هاي محيط خارجي محافظت مي نمايد. اين غشاء از جنس كيتين و داراي يك منفذ بنام ميكروپيل است.
در داخل اسپور اجزاء ذيل يافت مي شود. · سيتوپلاسم · جسم آميبي يا اسپوروپلاست, داراي دو هسته بوده و همچنين ذخيره غذايي، ميتوكندري ديده نمي شود، كه احتمال وجود متابوليسم بي هوازي را ممكن مي سازد. · رشته قطبي و دستگاه پرتاب كننده آن بنام كپسول قطبي , رشته قطبي يك عضو توخالي و استوانه اي است كه يك انتهاي آن به ديواره اسپور وصل شده و 400- 600 ميكرون طول دارد و مثل فنر پيچيده است و داراي 44 پيچ است كه در دو يا چند رديف قرار دارند. با افزايش فشار محتواي اسپور رشته قطبي به بيرون پرتاب مي شود. در مرحله آميبي يا رويشي ، سلول ميكروسپوريدي داراي تشكيلات معمول يك سلول مي باشد شامل غشاء، سيتوپلاسم با اندامك ها، ريبوزوم ، شبكه آندوپلاسمي و دستگاه گلژي . نوزما آپيس داخل سلولهاي پوششي روده مياني زنبوران بالغ تكثير مي شود . نوزما فقط انگل زنبور نيست. هفتاد و پنج گونه ديگر از نوزما وجود دارد كه موجودات ديگر را آلوده مي كنند. مشهورترين آنها نوزما بومبي سيس[3] است كه انگل كرم ابريشم مي باشد و عامل پبرين است. بيماري كه صنعت ابريشم را از سال 1850 تا 1860 به نابودي كشانيد. خصوصيات گونه هاي مختلف نوزما به يكديگر نزديك مي باشند.
اسپور نوزما آپيس بوسيله ماده غذايي وارد محوطه روده مياني زنبور شده بعد از تماس با سلول ميزبان ( سلولهاي پوششي روده زنبور عسل) بوسيله ايجاد عضوي بنام لوله قطبي يا تاژك قطبي و عبور آن از غشاء سلول ميزبان , محتواي )سيتوپلاسمي يا اسپوروپلاسم ( خود را به داخل سلول ميزبان تزريق مي نمايد. تمام اينكار در عرض 2 ثانيه انجام مي شود. تحت تأثير فاكتورهاي گوارشي، فشار اسمزي، وضعيت فيزيكي- شيميايي شيره هاي گوارشي، لوله يا تاژك قطبي آزاد مي شود. اين رشته با تماس با غشاء سلول پوششي روده آن را سوراخ مي كند. احتمال دارد سوراخ نمودن غشاء روده و غشاء سلولي با ترشح آنزيم توسط انگل صورت گيرد. جسم آميبي در طول رشته قطبي با پاي كاذب حركت نموده و وارد سلول هدف شده , در اين مرحله انگل ،كه پلانونت[4] ناميده مي شود به مرونت[5] تبديل مي شود . اين مقطع هسته كاملاً مشخص و براي سلول آزار دهنده است . مرونت ها تكثير شده, داراي هسته هايي بشكل زنجيره يا دانه هاي تسبيح مي شوند. اين مرونت ها داخل يا خارج سلولي هستند، و پس از تقسيم , تبديل به اسپور مي شوند. با ورود اسپوروپلاسم به سلول , اسپور شروع به تقسيم مي نمايد . با خاتمه يافتن تقسيم و انباشته شدن سلول از اسپور ، اسپورها از سلول بيرون ريخته , به سلولهاي ديگر حمله مي كنند. گاهي در نوزماي زنبور عسل ، تعداد اسپورها به پانصد ميليون بالغ مي شود . در شرايط طبيعي كه فعل و انفعالات بدن زنبور بخوبي انجام مي شود به محض ايجاد تاژك قطبي توسط اسپور , توسط آنزيم هاي گوارشي موجود در روده زنبور عسل , تاژك قطبي , هضم مي شود . لذا در شرايط طبيعي نوزما تاثير چنداني در سلامت زنبور ندارد . در زنبوران مبتلا , اسپورها به همراه مدفوع دفع مي شوند . اسپورها ماهها در مدفوع خشك شده زنده باقي مي مانند . نزديك به آخر زمستان شانها اغلب با مدفوع كارگران آلوده آغشته مي شوند. ساير كارگران , نيز با تميز كردن شانها ,آلوده مي شوند . مسير ورود نوزما به سلول ميزبان و تكامل آن
مقاومت اسپور: مقاومت اسپور نوزما با اسپور باكتريها قابل مقايسه است. بر اساس مطالعات بيلي [6]و بورشه [7]ميزان مقاومت اسپور در شرايط ذيل تخمين زده شده است. · 32-24 ساعت در مقابل خورشيد. · 4-2 ماه داخل عسلي كه در شرايط معمولي نگهداري شود. · ده دقيقه در عسل نگهداري شده در 58 درجه سانتي گراد . · يك ماه در بدن زنبور تلف شده، در شرايط معمولي . · دو تا چهار ماه در بدن زنبور تلف شده، در 4 درجه. · بيش از يك سال در مدفوع زنبور عسل. عوامل متعددي باعث گسترش نوزما آپيس مي شوند. مهمترين عوامل , فاكتورهايي هستند كه هماهنگي كلني را بهم ريخته يا باعث ضعف كلني مي شوند. - شرايط آب و هوايي : زمستانهاي طولاني و مرطوب، بارندگي هاي طولاني كه زنبور را مدت طولاني حبس مي كند تغييرات دمايي مهم و ناگهاني، تغييرات هوايي آفتابي و بارندگي. بيماري معمولاً در اسفند و فروردين ظاهر و در ارديبهشت و خرداد فروكش مي نمايد. - اثر حشره كش ها : افزايش آلودگي به نوزما اغلب در زنبوراني كه با سموم مواجه شده اند , ديده شده است. - شرايط پرورش و روش هاي زنبور داري: ضعف كلني ها، سن ملكه، نبود تدابير پيشگيري مخصوصاً عدم تعويض موم ها، كارهايي كه توسط زنبوردار اجراء مي شود و منجر به اختلال در توازن كلني مي شود(بازديد مداوم ، بچه مصنوعي فراوان ، تغذيه با تأخير). - سن زنبوران :ميزان آلودگي با افزايش سن بالا مي رود . در مرحله اول زنبوران مسن , مبتلا به نوزما مي شوند. زنبوران جوان تا پانزده روزگي مبتلا نمي شوند. چون تجديد و باز سازي سلولهاي پوششي خيلي سريع انجام مي شود. - نژاد زنبور، بر اساس نظر دانشمندان زنبوران ايتاليايي و قفقازي به نوزما حساس ترند. - ساير بيماريها :بيماريهايي مثل آميب مالپيگي [8]، آكاراپيس وودي و ويروس هاي مختلف ميزان ابتلا به نوزما را افزايش مي دهند. بيماريزايي: بيماريزايي نوزما آپيس توسط مرونت ها انجام مي شود. مرونت ها باعث تخريب سلولهاي ذيل مي شوند: · سلولهاي مخصوص جذب مواد غذايي. · سلولهاي ترشح كننده آنزيم هاي گوارشي. صدمه به دستگاه گوارش موجب اختلال در جذب آب و مواد غذايي و در نتيجه , موجب اسهال مي شود . زنبوران آلوده قدرت پرواز , تامين غذا براي نوزادان را , ندارند , عمر آنها كاهش مي يابد . اين وضعيت منجر به ايجاد اختلال در رشد كلني مي شود . اگر ملكه مبتلا شود از قدرت تخم گذاري و طول عمر او كاسته خواهد شد و منجر به از بين رفتن كندو مي شود. زنبوران كارگر آلوده , ممكن است مجبور به دفع , در داخل كندو شوند . مدفوع زنبوران آلوده مملو از اسپور است , قدرت بقاي اسپورها متفاوت است ، در قطرات مدفوع اسپورها ممكن است بيش از دو سال زنده بمانند و در عسل يا در لاشه زنبوران مرده , ممكن است يك سال دوام يابند . با پيشرفت بيماري سلولهاي آلوده باد كرده كه با حركات پريستالتيك روده سلول مي تركند. جاي خالي سلولهاي آسيب ديده در سلولهاي پوششي روده ظاهر مي گردد. چون بازسازي سلولها نمي تواند سلولهاي منهدم شده را به حد كافي جبران كند. تخريب غشاء روده و سلولهاي روده بزرگ گاهي حادث مي شود. آسيب لوله هاي مالپيگي بندرت رخ مي دهد. در كنار اين اختلالات مشهود در روده مياني كه مانع جذب مواد غذايي مي شود، نوزما در گوارش و متابوليسم پروتئين ها اختلال ايجاد مي كند كه منجر به كاهش پروتئين هاي همولنف مي شود. اين اختلال روي فعاليت غدد اثر مي گذارد. از جمله: ـ رشد غدد ترشح كننده موم محدود مي شود. ـ تخمدانهاي ملكه كوچك (آتروفي) مي شود. بازسازي و ترميم سلولهاي آسيب ديده توسط زنبور، نياز به پروتئين دارد. اگر در تأمين پروتئين در كندو نقص يا اختلال وجود داشته باشد، بافت چربي مورد مصرف قرار مي گيرد كه اين موضوع در رشد و توسعه بهاره كندو كه در شروع بهار رخ مي دهد، ايجاد مشكل مي نمايد و در اينصورت زنبوران پرستار در اجراي وظيفه خود توانايي كافي را نخواهند داشت. اين حالت در سالهايي ك زمستانهاي طولاني و شرايط آب و هوايي نامساعد باشد تشديد مي شود. از طرفي وجود پروتئين ها باعث تكثير نوزما مي شود . تعدادي از محققين نشان داده اند كه انگل در كنار پروتئين ها (گرده) تكثير پيدا مي نمايد. در بهار، كلني ها بعد از يك رشد كافي مي توانند يك دوره آب و هوايي نامناسب را تحمل كنند. در اينصورت يك توقف كم و بيش مشخص در تخمگذاري حادث مي شود. اگر كلني ها از نظر تعداد زنبوران پرستار قوي باشند نوزما آپيس يك موقعيت عالي براي تكثير پيدا مي كند. برخي خلاف اين عقيده را داشته و مي گويند كه با تغذيه پروتئيني زنبوران نر , نوزما در آنها تكثير مي شود. از نظر بيلي Bailey مسئله مهم در نوزما كوتاه شدن عمر زنبوران مي باشد. در فرم حاد بيماري، علايم ظاهر و در فرم مزمن، هيچگونه علامتي مشاهده نمي شود. علايم نوزما با علايم حادث شده توسط ساير بيماريها در زنبوران بالغ، قابل مقايسه مي باشد. بسياري از زنبوران آلوده , هيچ علامتي ناشي از وجود اسپورهاي نوزما آپيس در دستگاه گوارش , از خود نشان نمي دهند , نه تنها در زنبورهاي آلوده ميزان آلودگي يكسان نيست , بلكه نحوه پراكنش زنبوران آلوده در يك كندو بسيار متفاوت است . زنبورهايي كه از سكوي پرواز گرفته شده اند , ( مخصوصا زنبوراني كه براي اولين پرواز بهاري و دفع مدفوع مي خواهند از كندو خارج شوند . ) , حدود 50% بيشتر از زنبوران كارگري كه از پرواز برگشته اند , آلودگي به اين تك ياخته را , نشان مي دهند . اين تك ياخته در تمام طول سال تكثير شده , در همه جا گسترده است . اما در بهار با افزايش توليد مثل زنبوران عسل بيشترين ميزان آلودگي مشاهده مي شود . در عفونت هاي شديد , در اوايل بهار ، علامت مدفوع قهوه اي روي شانها جلب توجه مي كند , جلوي دريچه پرواز زنبوران مريض و مرده يافت مي شوند . در عفونت هاي خفيف , فقط كندو ضعيف شده و بعد از مدتي تعداد زيادي شفيره با تعداد محدودي زنبور بالغ در كندو باقي مي مانند. وضعيت آلودگي در پاييز به قدرت كلني و شرايط آب و هوايي بستگي دارد . اگر شرايط نامساعد باشد ،كندو به قدري ضعيف مي شود كه بعيد است كلني بتواند زمستان گذراني نمايد . با تخريب بافت پوششي روده , در جذب آب و مواد غذايي اختلال ايجاد شده , موجب پيدايش اسهال مي شود . زنبور براي دفع مدفوع مجبور به خروج از كندو در هواي سرد مي شود . در اينصورت , زنبوران دچار سرمازدگي مي شوند, روي زمين يا برفها افتاده , نمي توانند به كندو برگردند , و بدينطريق تلفات در كندو افزايش مي يابد. اگر كلني بتواند زمستان را سپري نمايد ، اولين كاري كه كلني براي مبارزه با بيماري انجام مي دهد , جايگزين نمودن زنبوران جوان , با زنبوران آلوده مي باشد . از اينروست كه كلني هاي آلوده , در بهار ديرتر به حد مطلوب از نظر جمعيت , مي رسند . و رشد بطئي كلني در بهار يكي از علائم آلودگي به نوزما مي باشد. لكه هاي اسهالي · تلفات مختلف، كه نشانگر اين است كه تعداد قابل توجهي از زنبوران در صحرا تلف شده اند. · عدم توانايي در پرواز و پرواز مشكل، اين عدم توانايي در پرواز بدليل فشار وارده به كيسه هاي هوايي در نتيجه افزايش حجم لوله گوارش مي باشد. · زنبوران ناتوان و ضعيف. · زنبوران چسبيده به ساقه هاي گياهان. · زنبوران با شكم متورم در اثر افزايش حجم لوله گوارش و پرخوري. · لكه اسهالي، كم و بيش مهم از نظر تشخيص، با رنگ متفاوت از زرد روشن تا قهوه اي تيره. · كاهش فعاليت كلني. · زنبوران در وضعيت خاص به دور هم جمع شده ,در حال تلف شدن، روبروي يكديگر در حال مبادله غذا در جاييكه غذا وجود ندارد. كم كم از جمعيت كاسته مي شود تا زمانيكه فقط يك يا دو قاب جمعيت باقي مي ماند. شفيره ها خيلي محدود شده يا وجود ندارند. ملكه آلوده تخمگذاري را متوقف مي نمايد. لكه هاي اسهالي روي قاب ها دريچه پرواز و روي پوشش قابها مشاهده مي شود. بر اساس نظر برخي از محققين (Bailey )، بنظر مي رسد كه اسهال در اثر نوزما نيست بلكه به عوامل ديگري كه همراه نوزما به زنبور حمله مي كنند, مربوط است. روش قابل اطميناني كه بوسيله آن بتوان بيماري را در محل زنبورستان تشخيص داد , وجود ندارد . اما در موارد شديد آلودگي , مي توان دو قطعه خلفي شكمي زنبور را جدا كرده تا روده مي اني با لوله هاي مالپيگي و روده كوچك و ركتوم آشكار شود. با مقايسه رنگ , شكل و حالت روده مي توان به وجود يا عدم وجود بيماري پي برد . در استفاده از اين روش , تعدادي از زنبوران را بايد مورد آزمايش قرار داد. روده مياني معمولا قهوه اي است , و فرورفتگي هاي حلقوي روي آن , به وضوح ديده مي شود, اما بعد از آلودگي به نوزما ، سفيد و شكننده شده , و فرورفتگي هاي روده بدليل تورم بخوبي مشخص نخواهد بود . آلوده سالم
بيماري معمولاً در اسفند و فروردين ظاهر و در ارديبهشت و خرداد فروكش مي نمايد. در سطح كلني، بيماري به شيوه هاي مختلف گسترش مي يابد، اما هميشه با واسطه اسپور ها همراه غذا وارد روده مياني مي شوند. آلودگي سلولهاي پوششي از بخش خلفي معده [9]شروع و به سوي جلو به پيش مي رود، در اينجا شرايط خروج لوله قطبي از اسپور فراهم است و تماس اسپور با غشاء سلول ايده آل است. آلودگي خودبخودي، زمانيكه با انهدام سلولهاي پوششي روده [10]، اسپورها آزاد مي شوند، مستقيماً ديگر سلولها آلوده مي شوند. با گذر از اوج آلودگي، مرونت ها مي توانند از سلولي به سلول ديگر از طريق عبور از غشاء سيتوپلاسمي مهاجرت نموده و سلولهاي ديگر را آلوده مي كند. انتقال اسپورها از زنبوري به زنبور ديگري با تماس مستقيم با واسطه قطعات دهاني در هنگام تبادل غذا و همچنين از طريق مدفوع صورت مي گيرد. زنبوران مريض، مبتلا به اسهال شده و مدفوع را داخل كندو و روي ساير زنبوران دفع مي كنند. زنبوران نر بوسيله كارگراني كه آنها را تغذيه مي كنند آلوده مي شوند چون اين كارگران در همان زمان نظافت گر نيز مي باشند. محدوديت فعاليت كلني در شرايط آب و هوايي اهميت بسزا دارد . اگر زنبوران نتواند پرواز تخليه مدفوع را انجام دهد آلودگي افزايش پيدا خواهد كرد. عدم فعاليت كلني از بين رفتن زنبوران پير را متوقف نموده و آلودگي بيشتر مي شود. حشرات انگل (شپش زنبور [11]و پروانه موم خوار[12])آلودگي را گسترش مي دهند. انتشار بيماري از يك كندو به كندوي ديگر به فاكتورهاي ديگري بستگي دارد كه قبلاً در بحث آكاريوز توضيح داده شد. از جمله بچه مصنوعي، بچه طبيعي، دخالت هاي زنبورداران، زنبور نر. هاگ دار شدن انگل و مقاومت به شرايط محيطي، امكان آلودگي را بعد از تلف شدن كلني براي مدت طولاني فراهم مي نمايد. وسايل آلوده نيز منجر به انتقال آلودگي گرديده و ضروري است كه ضدعفوني شوند.
حدت بيماري نوزما متفاوت است خيلي از كلني ها بدون مشكلي با نوزما به سر مي برند بدون اينكه هيچ علامتي را نشان دهند, اين حالت در نوزماي مزمن قابل مشاهده است. نوزما بصورت واگير در برخي مناطق بروز مي نمايد. اين فرم نوزما انتقال از فرم خفته يا مزمن ب فرم حاد است كه بسرعت رخ مي دهد. نوزما آپيس يك عامل فرصت طلب است كه براي تكثير از برخي شرايط بهره مي گيرد. محققان مختلف اهميت يك پاييز نامناسب را در گسترش واگيري در ابتداي سال بعد نشان داده اند. تلفات زمستانه يا بهاره نيز با اهميت مي باشند. با نوزما مي بايست بدو طريق پيشگيري و درمان مبارزه كرد. پيشنهاد مي شود ابتدا آلودگي به نوزما , از آلودگي به آميب , تميز داده شود . بندرت نشانه اسهال خوني در عفونت به نوزما ديده مي شود , در حاليكه در آلودگي به آميب , ممكن است اسهال زرد گوگردي با بوي خاص مشاهده شود. عفونت هاي ثانوي نيز ممكن است , رخ دهد. يك نمونه حاوي 20 زنبور مرده , از كلني مشكوك , جمع آوري و شكم هاي زنبوران را جداگانه در 3-2 ميلي ليتر آب , خوب ساييده ، سه قطره از سوسپانسيون حاصله , با درشتنمايي 40 , بررسي شود. اسپور نوزما 7-5 ميكرون طول و 4-3 ميكرون عرض ، كاملا تخم مرغي و لبه تاريك دارد. محتواي آن, كه حاوي هستك ها ، كپسول و فيلامنت يا لوله قطبي مي باشد ، ديده نمي شود ، معمولا رنگ آميزي مورد نياز نمي باشد . اسپور نوزما با سلولهاي مخمر، اسپور قارچها ، اجسام چربي يا كيست آميب ( Malipighamobea ) كه حدود 7-6 ميكرون قطر دارد, و بزرگتر از نوزما مي باشد , قابل اشتباه نيست. آزمايش مستقيم: با توجه به تنوع روشها مي توان روده مياني تازه اخذ شده را , مستقيما مورد آزمايش قرار داد. بدينطريق كه محتواي روده له شده را روي لام قرار داده , با چند قطره آب رقيق نموده پس از قرار دادن لامل , در زير ميكروسكوپ مورد مشاهده قرار داد. در عفونت هاي خفيف , ممكن است نتيجه منفي باشد . با شمارش اسپورها در ده منطقه لام و با تعيين ميانگين , ميزان آلودگي تعيين مي شود، نتيجه بدينصورت است كه , كمتر از 20 اسپور در واحد سطح ، آلودگي خفيف , بين 100-20 اسپور , آلودگي متوسط و بيشتر از 100 اسپور , نشان دهنده آلودگي شديد مي باشد . روش آزمايشگاهي تعيين همزمان نوزما و آميب با يك آزمايش : يك سوسپانسيون از شكم زنبوران مرده (60-30 زنبور از كلني)، با ساييدن آنها در10-5 ميلي ليتر آب, تهيه مي شود. حجم آب بستگي به تعداد و شرايط زنبوران دارد. يك قطره از سوسپانسيون را روي لام قرارداده با ميكروسكوپ و درشت نمايي 20 بررسي مي شود. نتيجه بدين صورت است كه, كمتر و مساوي 20 اسپور , نشاندهنده عدم آلودگي , بيشتر از 20 اسپور , نشاندهنده آلودگي است. سوسپانسيون را ابتدا از صافي 100 ميكرون و سپس 40 ميكرون عبور داده بخشي از لوله هاي مالپيگي كه از صافي 100 عبور نمايند از 40 نخواهند توانست بگذرند . سپس سوسپانسيون حاصله با درشت نمايي 20 تا 40 بررسي مي شوند. فقط برخي از لوله هاي مالپيگي , بعد از آلودگي به آميب ,باكيست پر مي شوند ,و فقط كيست هاي داخل لوله هاي مالپيگي رامي توان بعنوان نتيجه مثبت قلمداد كرد , چون كيست هاي آميبي با اسپورهاي قارچ و سلولهاي مخمر اغلب اشتباه مي شوند. كشت: روش كشت براي رشد اين ارگانيسم ها وجود ندارد. روش تست سرولوژيكي نيز دردسترس نمي باشد. بهترين دفاع در مقابل نوزما اين است كه ,فقط كندوهايي براي زمستان گذراني انتخاب شوند كه , از نظر جمعيت قوي , داراي ذخيره عسل بالا و ملكه جوان باشند . ضروري است ذخيره عسل در محل مناسبي از كندو قرار داده شود , بطوريكه در هنگام ايجاد خوشه زمستاني , در دسترس زنبوران قرار داشته باشد . بعلاوه در صورت احتمال بروز بيماري , لازم است بره موم ها از جلوي منافذ مربوط به تهويه كندو برداشته شود . از استرس گرما , رطوبت بالا , جمعيت متراكم , غارت و كمبود آب در تمام زمانها مخصوصا در پاييز و زمستان كه درجه حرارت مدام در تغيير است , جلوگيري شود . در همه مواقع، بهتر است بجاي متوسل شدن به درمان دارويي , از بروز نوزما پيشگيري نمود،. بدليل امكان هميشگي تبديل نوزماي خفته به نوزماي فعال، نظارت كلني ها و بكارگيري تدابير دقيق پيشگيري اجباري است. عوامل تضعيف كننده كلني ها را از بين برد. لازم است زنبورداران كلني هاي خود را در شرايط خوب وارد زمستان گذراني نمايند و مانع ابتلاء زنبوران به اسهال شوند: ـ انتخاب محل خشك و نورگير براي زمستان گذراني. ـ تأمين غذاي كافي براي زمستان گذراني و مناسب از نظر كيفيت و عاري از عسلك. ـ نگهداري كندوها در شرايط مناسب براي جلوگيري از سرما و رطوبت . ـ فعال نمودن پرورش شفيره ها در شروع فصل پاييز بمنظور ورود كلني ها با جمعيت جوان براي زمستان گذراني و متشكل از زنبوران قوي و رشد يافته. همانند پيشگيري از اغلب بيماريها لازم است ساير شرايط زمستان گذراني رعايت گردد: ـ از كلني ها بيش از اندازه بهره كشي نشود. ـ از بچه دهي و غارت جلوگيري شود. ـ استفاده از تغذيه با كيفيت و بموقع در پاييز. ـ نظارت بر ميزان گرده و اطمينان از كفايت آن. ـ احتياط در بازرسي كندوها در شروع بهار، زمانيكه شرايط آب و هوايي رضايت بخش نيست (پرهيز از معاينه طولاني كندوها، گذاشتن ناكافي طبقات، اشتباه در تشخيص بچه كندو). ـ حذف كلني هاي ضعيف. ـ داشتن ملكه هاي جوان و كلني هاي قوي. ـ تعويض مرتب قابهاي مومي. ضدعفوني كردن وسايل، مخصوص پيشگيري از نوزما. ـ جلوگيري از اسهال . ـ نظارت دقيق بر بچه كندوهاي كلني هاي خريداري شده. در كلني هاي آلوده , اغلب شانها آلوده مي شوند . اسپورها در حرارت حداقل 60 درجه , در عرض 15 دقيقه , و در حرارت 49 درجه , در عرض 24 ساعت كشته مي شوند . بخار محلول اسيد استيك با غلظت حداقل 60% , اسپور نوزما را غير فعال مي سازد , و در عرض چند ساعت يا در عرض چند دقيقه ( در غلظت هاي بالا) اسپورها را مي كشد . بدين منظور مي توان , شان هاي آلوده را در يك يا چند كندوي خالي گذاشت , و چند قطره ( 3-4 قطره ) اسيد استيك را داخل يك ظرف در بالاي شانها قرار داد, و بعد از بستن درب كندو , اسيد استيك بتدريج تبخير مي شود . ضدعفوني كردن كندوها و قابها با محلول فوق بطور مستقيم يا با اسپري يا اسفنج نيز توصيه شده است . در صورت ضدعفوني كردن شانها ، همه شانها حداقل بايد دو هفته قبل از استفاده در كندو , در معرض هوا قرار گيرند. زمانيكه بيماري نوزما مشاهده گرديد، يا هنگامي كه علايم بيماري با وجوديكه اسپورها در روده مياني بصورت خفته وجود دارند رويت شد , درمان دارويي ضرورت دارد. در حال حاضر داروي رايج، فوماژيلين است [13]كه در بازار وجود دارد. اين دارو يك آنتي بيوتيك اختصاصي نوزما آپيس است كه ضد فرم فعال و آميبي آن (بدون هاگ) است و آن را از بين مي برد و هيچ اثري بر حالت اسپوري يا هاگدار نوزما ندارد. لذا فوماژيلين به آساني گسترش و توسعه نوزما را متوقف مي نمايد. از طرف ديگر به نظر مي رسد كه آنتي بيوتيك علاوه بر اثر بر عامل بيماريزا روي فعاليت كلني نيز تأثير گذاشته و موجب مقاومت بيشتر كلني مي شود. براي كنترل مطلوب نوزما در كلني هاي آلوده , لازم است , عفونت اوليه و محدود را در اوايل زمستان در كندوها از بين برد. در اواخر پاييز , وقتي پرورش طبيعي نوزادان به حداقل مي رسد . نحوه مصرف دارو : لازم است به هر كلني يك گالن (حدود چهار ليتر) از شربت غليظ , ( دو قسمت شكر , يك قسمت آب ) , حاوي فوماژيلين , خورانده شود . شربت در جايي گذاشته شود كه , آخرين نوزادان متولد شده بتوانند , از اولين غذاي زمستاني استفاده كنند . اين روش از ايجاد آلودگي در خوشه زمستاني پيشگيري مي كند . در پاييز لازم است كلني ها , حداقل يك گالن شربت حاوي 75 تا 100ميلي گرم فوماژيلين ) 25 ميلي گرم از ماده موثره در هر كلني در هفته، براي مدت 4 هفته( دريافت كنند . رقيق كردن مقداري پودر با آب ولرم (حداكثر 30 درجه سانتي گراد) انجام شود و سپس با شربت تركيب شود. لازم به ذكر است كه , فوماژيلين همانند ساير آنتي بيوتيك ها فقط بر فرم فعال نوزما موثر است , و بر اسپورها اثري ندارد . براي از بين بردن اسپورها از روشهايي كه ذكر گرديد,( ضد عفوني ) , بايد استفاده كرد اقدامات اوليه درمان فقط كلني هايي تحت درمان قرار مي گيرند كه به حد كافي قوي باشند. كلني هاي ضعيف بايد حذف شوند و لوازم مربوط به آنها ضدعفوني گردند. دوره درمان : زمانيكه علايم بيماري در يك كلني مشاهده شد درمان انجام مي شود. تمام كندوهاي يك زنبورستان مورد درمان قرار مي گيرند حتي اگر يك كلني مبتلا باشد. درمان بايد در ساعات فعاليت كندو اجراء شود. لازم است علاوه بر درمان ,روش هاي پيشگيري كه قبلاً توضيح داده شد، اجراء شوند. برخي از زنبورداران از اسيد استيك براي پيشگيري از نوزما استفاده مي نمايند. تاكنون هيچگونه تجربه علمي اين روش درماني را توصيه نكرده است. ما
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 18 توسط ح.طباییان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
:جرب مجاري تنفسي زنبور عسل مقدمه: جرب ها ساكنان معمول كلني هاي زنبور عسل هستند ، حدود 86 نوع جرب در ارتباط با زنبوران و لانه آنها شناخته شده اند . كه اغلب آنها بي ضرر هستند . جرب ها در طبيعت بوفور يافت ميشوند ، و در محل سكونت اغلب حيوانات وجود دارند . كافي است يك مشت خاك برداشته و با ذره بين يا ميكروسكوپ مشاهده نمود ، جرب ها با شكل و شمايل و اندازه هاي گوناگون ديده خواهند شد . در لانه پرندگان جرب هاي مختلفي ( جرب هاي پرندگان ) زندگي ميكنند ، با دست بردن به داخل لانه آنها ، جرب ها روي دست احساس ميشوند . چشمه هاي آب ، استخرها ، درياچه ها و حتي چشمه هاي آب گرم , جرب هاي مخصوص به خود دارند . جرب هاي در منافذ[1] صورت اغلب انسانها ، مخصوصا در افراد بالغ , وجود دارند . اينها با ميكروسكوپ قابل رؤيت و بي ضرر ميباشند . جرب ها ميتوانند باعث عطسه كردن انسانها شوند ، حدود 5% جمعيت انساني به گرد و خاك حاوي مدفوع جرب ها ، حساسيت دارند . جرب ها , انسانها را نيز آلوده ميكنند[2]. و به حيوانات نيز حمله مينمايند[3] . جرب هاي كندو به چهار گروه زيستي تقسيم ميشوند: 1- جرب هايي كه در آشغال هاي كندو در گردشند و از ذرات مختلف استفاده ميكنند. 2- جرب هايي كه جرب هاي گردشگر كندو را , شكار ميكنند . 3- جرب هاي كه از زنبوران عسل , براي جابجايي از گلي به گل ديگر , يا از كندويي به كندوي ديگر ، سواري ميگيرند. 4- جرب هايي كه انگل زنبوران عسل ميباشند و در زنبوران بالغ يا نوزاد ايجاد آلودگي انگلي مينمايند. ميليونها سال است كه زنبوران عسل و جرب ها بر روي كره زمين زندگي ميكنند و با يكديگر همزيستي داشته اند ، براي تداوم همزيستي , انگل به وجود ميزبان نياز دارد ، اگر بخواهد ميزبان خود را از بين ببرد ، نميتواند به زندگي ادامه دهد . سئوال اين است ، چه مسئله اي پيش آمده , چه اشتباهي رخ داده , كه كلني ها در اثر جرب ها از بين ميروند؟ بنظر ميرسد تغييراتي كه بشر در سالهاي اخير در كندوهاي زنبور عسل ايجاد نموده ميتواند عامل اين مسئله باشد : 1ـ تغيير در اندازه سلولهاي مومي : در قرن گذشته بشر در اندازه سلولهاي مومي زنبوران عسل , تغييراتي ايجاد و اندازه آنرا افزايش داد ، در نتيجه باعث گرديد زنبور اندكي درشت تر شود. اين زنبوران به بيماريها حساس تر ميباشند . 2ـ تغذيه مصنوعي : . استفاده از غذاي جايگزين يا شكر , در تغذيه زنبور عسل ، براي تامين نيازهاي غذايي حيوان ناكافي و فاقد برخي از مواد ضروري ميباشد.زنبوران عسل فعلي , كه از نظر جثه بزرگتر از نسلهاي قبلي خود هستند ، به جيره غذايي غني تري نيازمند مي باشند . اما نه تنها اين نياز مرتفع نميشود , بلكه دسترسي آنها به طبيعت محدود تر شده است. وقتي مواد غذايي اساسي و مورد نياز ، نسل اندر نسل ، به ميزان ناكافي مورد استفاده زنبور قرار گيرد , چه اتفاقي مي افتد ؟ ملكه اي كه بدين طريق پرورش يافته باشد , از نظر سيستم ايمني دچار اختلال ميباشد و نميتواند به فرزندانش چيزي را كه ندارد منتقل كند . در نتيجه حساسيت زنبوران به بيماريها افزايش مي يابد. 3-درمان شيميايي : استفاده از مواد شيميايي در درمان بيماريهاي زنبور عسل , بجاي درمان بيولوژيكي ، باعث اختلالات عصبي ، ملكه كشي ، از بين رفتن شفيره ها ، بالا بردن مقاومت جرب ها و افزايش توليد مثل آنها مي شود . بعلاوه با آلوده شدن غذاي كلني به مواد شيميايي, زنبوران از دسترسي به غذاي سالم و ارزشمند , بي بهره مي مانند . آشنايي با سيستم تنفسي زنبور عسل: سيستم تنفسي زنبور عسل, از سيستم گردش خون مجزا و شامل يك شبكه پيچيده از مجاري تنفسي ميباشد , كه هواي حاوي اكسيژن را به همه سلولهاي بدن ميرساند. معمولاً در هر قطعه بدني يك جفت منفذ تنفسي وجود دارد .هوا از طريق منافذی[4] که در جوانب سينه و شكم بدن حشرات قرار دارد, وارد مجاري ميشود. در جلوی منافذ تنفسي عضلاتي قرار دارد که باعث باز و بسته شدن آن ميشوند و ورود هوا توسط آنها تنظيم ميشود.
زنبور عسل و منفذ تنفسي يا اسپيراكل بعد از ورود هوا از طريق منفذ ، هوا وارد مجاري اصلي , و از آنجا به مجاري فرعي و سپس به مجاري ريزتر تا به مجاري بسيار ريز ختم مي شود . در انتهاي اين مجاري ، يك سلول مخصوص[5] وجود دارد. اين سلول واسطه انتقال گازهاي اخذ شده از مجاري هوايي به سلول زنده ميباشد. اكسيژن موجود در مجاري هوايي ، ابتدا در محلول موجود در آن سلول حل شده و سپس به سيتوپلاسم سلول مجاور منتقل ميشود. در همين زمان ، دي اكسيد كربن ، كه ماده دفعي سلول است نيز از سلول خارج و از طريق مجاري تنفسي از بدن دفع ميشود. بمنظور جلوگيري از خوابيدن جدار مجاري بر روي يكديگر ، داخل غشاء ديواره مجاري , يك سيستم تقويت كننده مارپيچي شكل ، مثل فنر ، وجود دارد. اين طراحي به مجاري هوايي قدرت ارتجاعي داده باعث تسهيل عبور هوا ميشود. عدم وجود اين وضعيت در بخشي از سيستم مجاري هوايي باعث بوجود آمدن كيسه هاي هوايي ، كه شبيه بادكنك هستند شده , كه محل ذخيره هوا هستند . بيماري آكاريوز:آكاريوز يك بيماري انگلي مهم و واگير است كه آكاراپيس وودي عامل آن و به سيستم تنفسي هر سه نوع زنبور ( ملكه، كارگران و زنبوران نر )حمله ميكند و يكي از عوامل مهم تلفات زمستانه ميباشد. اين بيماري در سال 1904 براي اولين بار در انگلستان گزارش شده ودر سال 1907 بيماري در انگلستان و ايرلند گسترش يافت و اغلب كلني ها را نابود كرد. و دكتر رني در سال 1921 بيماريزايي آنرا شرح داد . اين جرب در سال 1980 در مكزيك تشخيص داده شد ، در سالهاي 1982ـ 1980 ، يك مطالعه براي بررسي اين انگل در آمريكا انجام شد ، در پايان اين مطالعه اعلام گرديد : اين انگل يافت نشده است. با اين وجود ، در سال 1984 اين انگل در تگزاس شناسايي شد و در سالهاي بعد در ساير مناطق مشاهده گرديد . شكل شناسي: مشخصات آكاراپيس وودي با ساير جرب ها مشابهت دارد و خيلي كوچكتر از جرب واروا است . اندازه اين جرب حدود 100 تا 150 ميكرون و انگل دستگاه تنفسي زنبوران بالغ است رنگ آنها از قهوه اي روشن تا قهوه اي تيره تغيير مي كند . زندگي انگلي در آنها منجر به از دست دادن چشم شده است. هر پا داراي دو چنگال و يك بادكش ميباشد (به استثناء جفت اول). پاها نقش هاي متعددي دارند: ـ اولين جفت پاها داراي موهاي حساس ميباشد. ـ جفت 2 و 3 براي حركت است. جفت چهارم كوتاهتر از بقيه و داراي موهاي بلند است و در جهت يابي در حركت انگل و در توليد مثل نقش دارد. قطعات دهاني براي مكش تطبيق يافته و داراي قدرتي مخصوص است كه ديواره ناي ميزبان را سوراخ ميكند, بعلاوه بنظر ميرسد كه ترشحات غده اي نرم كننده نيز به اين امر كمك ميكند . تغذيه: آكاراپيس وودي با سوراخ كردن ديواره مجراي تنفسي يا بخش هايي مثل قاعده بالها كه مقاومت كمتري دارند ,از همولنف[6] زنبور تغذيه ميكند. اين عمل به قدرت مكش لوله گوارشي انگل بستگي دارد. با اين وجود، قدرت اندام دهاني شايد به او اجازه دهد كه از ساير قسمتهاي بدن زنبور نيز تغذيه كند. محل استقرار انگل: محل رشد و تكثير اين جرب اولين جفت مجاري تنفسي زنبور عسل ميباشد ماداميكه قطر مجرا اجازه دهد نفوذ جرب ها به داخل آن ادامه مي يابد. در قاعده بالها ، بطور استثنايي يا تصادفي ، جرب ها ميتوانند رشد نموده ,يا در موارد خيلي نادر ، تكثير نمايند. دوره رشد: توليد مثل جرب در داخل مجاري هوايي انجام ميشود . يك ماده بارور داخل اولين مجرا ميشود و در اين محل جرب ماده 20-8 عدد تخم ميگذارد ، كه در همانجا رشد كرده , بالغ مي شود . تعداد جرب هاي ماده 4-2 برابر جربهاي نر است . زمان مورد نياز براي تبديل تخم به جرب نر 12-11 روز , و براي جرب ماده 15-14 روز است. مراحل تخم , لارو و بلوغ هر كدام 4-3 , روز طول ميكشد. پس از بلوغ ، از مجاري تنفسي زنبور خارج و آماده حمله به زنبور ديگري ميشود. براي رفتن به زنبور جديد به انتهاي موهاي حاشيه منفذ تنفسي رفته منتظر زنبور ميماند . زنبوران جوان كمتر از 9 روز براي آنها مناسب هستند ، به بدن آنها چسبيده و روي بدن زنبور قرار مي گيرند . دي اكسيد كربن خارج شده از منافذ تنفسي ، عامل جذب آنها به منافذ است . دوره زندگي : فعاليت آكاراپيس وودي بسته به درجه حرارت تغيير ميكند . در 15 درجه سانتي گراد حركات آرام دارد ، بين 30 تا 34 درجه متعادل است. برعكس در 40 درجه آكاراپيس خيلي فعال است ولي به سرعت تحليل ميرود و مي ميرد. آكاراپيس وودي فقط چند ساعت خارج از بدن ميزبان ، بدون غذا زنده مي ماند. در روي زنبور مرده بتدريج ضعيف شده و اگر نتواند روي زنبور ديگري برود, در عرض بيست تا 40 ساعت تلف ميشود. بنظر ميرسد در روي زنبور تلف شده سه روز زنده مانده و بيش از آن قدرت زنده ماندن ندارد. مشخص گرديده كه دوره زندگي انگل در پاييز طولاني تر است. عوامل مستعد كننده: حرارت و رطوبت تكثير انگل را مساعد مي نمايد ، اثر مناطق جغرافيايي خيلي بحث انگيز است. در واقع انگل در مناطق هم سطح دريا خيلي خوب ظاهر ميشود. مناطق خنك ، سايه و مرطوب براي انگل ايده آل است. بيماري زايي : جرب بعد از ورود از طريق روزنه تنفسي زنبور , در داخل مجاري شروع به زندگي و توليد مثل مي نمايد. گاهي در كيسه هاي هوايي سر ، سينه و شكم زنبور عسل نيز , ديده ميشود. با ورود به مجاري مذكور جهت تغذيه , جدار مجاري را سوراخ نموده و همولنف زنبور را مي مكد . اين عمل باعث جذب ميكروب ها و ساير عوامل ميكروسكوپي آلوده كننده , ميشود . زاد و ولد در اين مجاري ، التهاب مجاري ناشي از سوراخ شدن آن جهت مكش همولنف ,تجمع مواد دفعي حاصله از تغذيه , و هجوم ساير عوامل آلوده كننده ميكروسكوپي , منجر به انسداد اين مجاري ميشود. زاد و ولد جرب در مجاري تنفسي زنبور زنبور در هنگام پرواز دچار نقص در تامين اكسيژن شده ، سوخت و ساز حشره دچار اختلال گرديده ، حرارت لازم بدن تامين نميشود . در نتيجه زنبوراني كه كندو را ترك ميكنند , نميتوانند به كندو برگردند و خارج از كندو تلف ميشوند . در يك آزمايش ، گروهي از زنبوران كه از اولين پرواز بهاري بازگشته , با زنبوراني كه در بين راه مانده بودند , از نظر آلودگي به آكاراپيس مقايسه شدند . روشن گرديد , كه گروه دوم آلودگي بيشتري داشتند. بيماريزايي آكاراپيس بر روي زنبور به چند طريق است: · انگلي آكاراپيس با سوراخ كردن مجراي تنفسي از همولنف تغذيه ميكند. با اين عمل قدرت انگل افزايش يافته ولی از نظر بيماري زايي اهميت كمي دارد. · ناقل اجرام: در هنگام گزش انگل ميتواند اجرامي را كه باعث تضعيف ميزبان شود تلقيح نمايد. · ايجاد ضايعه در مجراي تنفسي: مهمتر از بقيه جنبه هاست . اين عمل باعث انسداد مجرا ميشود. چند پديده در اينجا حادث ميشود: زمانيكه تخم ها گذاشته ميشود، با يك ماده مخصوص بهم چسبيده هستند ، تا با جريان هواي تنفسي داخل مجرا , جابجا نشوند. اين مجموعه ابتدا رنگ روشن دارد و به مرور زمان قهوه اي تيره ميشود و شش تا هفت تخم را محافظت ميكند. اين ماده در هنگام تولد لارو ، نقش ماده غذايي را ايفاء مي نمايد. بعد از تغذيه انگل ، در محل ضايعه از ديواره مجرا , همولنف جاري شده ، موجب تحريك مجرا در محل گزش ميشود. همولنف بتدريج روي ديواره خشك شده و موجب تشكيل پلاك در مجراي تنفسي ميشود.
انسداد مجراي تنفسي زنبور عسل توسط آكاراپيس وودي ر تشكيل پلاك در مجراي تنفسي زنبور تعداد انگل (در مراحل مختلف لارو، بالغ) , ميزان مواد حاصله از پوست اندازي , مواد دفعي و اجساد انگل هاي تلف شده نقش دارند. در نسل سوم و چهارم , انگل با تشكيل پلاك منجر به انسداد تدريجي مجراي تنفسي و در نتيجه ايجاد اشكال بيشتر و بيشتر در تنفس زنبور ميشود. گسترش بيماري ارتباط مستقيم به وضعيت كلني و وضعيت بيولوژيكي خوشه زمستاني دارد. شرايط مناسب آب و هوايي نقش مهمي در انتقال انگل از زنبوري به زنبور ديگر ايفاء ميكند. آلودگي توسط جرب ماده كه بارور است صورت مي پذيرد. نحوه آلودگي بدين صورت است كه جرب روي سينه زنبور ميزبان منتظر مي ماند و حالت كمين به خود مي گيرد، روي پاهاي عقبي با كمك موهاي بلندي كه دارد, مي ايستد، زماني كه با زنبور ديگري تماس برقرار ميشود , روي آن زنبور مي جهد. فقط زنبوران جوان يك تا پنج روزه هدف مي باشند. در واقع ، براي ورود به مجرا در زنبوران مسن موهايي وجود دارد كه مانع ورود انگل ميشود. احتمال ديگر ، ممانعت بالها و باز و بسته شدن طبيعي و مداوم منافذ تنفسي ميباشد. اين دو پديده منجر به بروز مقاومت از روز ششم به بعد ميشود. با توجه به وضعيت زنبورستان و موقعيت جغرافيايي , توسعه آلودگي توسط عوامل مختلف صورت مي پذيرد:
هيچگونه علايم ظاهری واضحي براي تشخيص آكاريوز بعنوان علايم عفونت , ديده نميشود . رفتار زنبوران مبتلا , همانند ابتلاء به ساير آلودگيها ميباشد. زنبوران آلوده از روي دريچه پرواز , يا در هنگام پرواز , روي زمين مي افتند . يا ممكن است بصورت خوشه هاي كوچك جلوي كندو تجمع نمايند . روي زمين ميخزند ، از تيغه هاي علف ها بالا رفته ، مي افتند و دو مرتبه شروع به بالا رفتن ميكنند ، بالها فلج شده و قدرت پرواز ندارند . شكم زنبوران ممكن است متورم باشد يا دچار اسهال شوند . در اواخر آلودگي ممكن است زنبوران از كندو فراري شوند . عدم قدرت پرواز , منجر به از دست رفتن زنبوران صحرا رو گرديده و باعث كاهش ذخيره غذايي كندو ميشود. در چنين حالتي از جمعيت كلني كاسته شده و ممكن است منجر به مرگ كلني شود. همراه شدن ساير بيماريها ، شرايط نامساعد محيطي ، كمبود گرده , كمبود شهد و خشكسالي ، منجر به تشديد عوارض حاصله از آلودگي ميشود. سطح آلودگي در زمستان و اوايل بهار به بالاترين ميزان ميرسد. علايم بيماري به تعداد انگل موجود در داخل مجراي تنفسي ، به عوارض حاصله از وجود انگل و انسداد مجاري هوايي و به ضايعات حاصله در ديواره مجاري, بستگي دارد. هنگاميكه جمعيت انگل افزايش مي يابد ، ديواره مجاري تنفسي كه در حالت طبيعي سفيد و شفاف ميباشند ، تيره و كدر شده ، نقاط سياه رنگ در آن ظاهر ميشود كه احتمالا مربوط به ملانين ميباشد.
ديواره مجاري تنفسي آلوده و سالم ميزان مرگ و مير , از متوسط تا زياد , تفاوت دارد . علايم اوليه آلودگي , بجز مقدار محدودي كاهش جمعيت، معمولاً جلب توجه نمي كند . وقتي آلودگي شدت مي يابد ، علايم هويدا ميشود . اين حالت در اوايل بهار , بعد از دوره زمستان گذراني , بروز ميكند ، كه جرب ها در زنبوران طويل العمر زمستاني , زاد و ولد نموده اند . ماداميكه پلاك يا كروت هاي داخل مجاري تنفسي محدود باشند بيماري ديده نميشود. مهمترين علايمي كه در جلو و داخل كلني مشاهده ميشود به شرح ذيل است: الف - جلوي كندو: · تلفات جلوي كندو · اختلال در قدرت پرواز , پرواز زنبوران محدود و با مشكل توأم است . · زنبوران مي خزند و نميتوانند پرواز كنند. زنبوران به ساقه هاي گياهان چسبيده اند. · شكم زنبوران مبتلا متورم است. · زنبوران بالهايشان نامتناسب است (يك جفت بال عمود بر بدن و يك جفت موازي بدن). · آثار اسهال بدليل عدم قدرت پرواز ديده ميشود. اين علائم در روزهاي كه هوا مساعد و آرام است قابل مشاهده است و غروب كه زنبوران به كندوهاي خود يا كندوهاي مجاور برميگردند ناپديد ميشود. ب - داخل كندو: بعد از بيماري كاهش جمعيت مشاهده ميشود. بيماري ميتواند مدت زيادي در كندو بصورت پنهان وجود داشته باشد. در آلودگي شديد ، تمايل به بچه دهي زياد ميشود كه در واروا هم ديده ميشود. پيش بيني بيماري : توانايي زمستان گذراني كلني كاهش پيدا نموده ، كاهش جمعيت تشديد شده و سطح شفيره ها نقصان مي پذيرد. در حال حاضر اين آلودگي توسعه زيادي ندارد و به دلايل ذيل خطر آن همسان با ساير بيماريها نيست : · تكثير انگل محدود است. در مناطق گرم و خشک توان بقا ندارد. · مقاومت انگل ضعيف و در خارج از بدن فرم مقاوم ندارد. · زنبوران جوان متولد شده ، جمعيت از دست رفته كلني را جبران ميكنند. · مقاومت مكانيكي زنبوران يا مقاومت بالغير از تكثير انگل جلوگيري مي نمايد. و آلودگي زنبوران جوان محدود ميشود · در زمان شهد دهي با محدود شدن طول زندگي زنبوران, مسير تكاملي انگل متوقف ميشود است. با اين وجود حضور آكاراپيس وودي يكي از عوامل ايجاد كننده تلفات زمستاني است، كه نميتوان آنرا ناديده گرفت . مراقبت ضروري است يك مرتبه زنبورستان از نظر آكاريوز مورد بررسي قرار گيرد, اقدامات لازم براي شناسايي آلودگي انجام شود ,كلني هاي ضعيف را از بين برده و ساير كلني ها درمان شوند. · از بين بردن كلني هاي ضعيف: با بررسي سريع كلني ها ميتوان ميزان قدرت آنها را تعيين كرد . فقط كلني هايي كه جمعيت كافي دارند ، نگهداري خواهند شد. درمان دارويي كلني هاي ضعيف بجز صرف وقت و هدر دادن دارو , نتيجه اي نخواهد داشت . براي از بين بردن كلني هاي ضعيف , در هنگام غروب كه تمام زنبوران صحرا رو برگشته اند , كندو بوسيله گوگرد دود داده ميشود. سپس زنبوران تلف شده را سوزانده, ابزار و وسايل مثل (كف و بدنه كندوها و غيره) بعد از ضدعفوني ، براي بهره برداري آماده ميشوند, چون اين وسايل ارتباطي به آكاريوز ندارند. توجه شود كه قابهاي حاوي شفيره اي كه روي آنها زنبور وجود دارد و كاملاً سالم ميباشند را ميتوان داخل كلني هاي ديگر گذاشت تا باعث تقويت آنها شود. اين عمل قبل از دود دادن كندوي آلوده و ضعيف انجام خواهد شد. بهترين زمان نمونه گيري , اواخر پاييز يا اوايل بهار است . ديدن جرب در زنبوران پير ,كه آلودگي بيشتري دارند ، آسانتر است . مخصوصاًَ زمانيكه ميزان جمعيت آكاراپيس در حد بالا باشد. جهت نمونه گيري مي توان از ملكه , نرها و زنبوران كارگر استفاده نمود . ولي آكاراپيس زنبوران نر را , ترجيح ميدهد. روش نمونه گيري : 50 زنبور بصورت تصادفي , از كلني مشكوك جمع آوري ميشود . اين نمونه از بين زنبوراني كه جلو يا در حوالي كندو (3 متري) , در حال خزيدن هستند و قدرت پرواز ندارند يا بتازگي تلف شده اند , جمع آوري مي شود و شامل زنبوران زنده ، در حال مرگ و مرده , مي باشند . زنبوران زنده را با قرار دادن در الكل( اتيل الكل) يا در فريزر (c 20 - ) بايد كشت. از مرگ زنبوران نبايد بيش از 3-2 روز گذشته باشد يا بايد در يخچال نگهداري شوند . در اين صورت به مدت دو هفته در يخچال( 4 درجه )، يا دو ماه در فريزر( c 20 – درجه ), قابل نگهداري مي باشند. روش كار: 1- زنبور به پشت خوابانده شده , يا با شصت و اولين انگشت نگه داشته شود. 2- با يك پنس سر و اولين جفت پاها را جدا نموده و بافتهاي اطراف ناي را برداشته تا مجراي ناي آشكار شود. نزديكترين مجراي هوايي به منفذ تنفسي را بازرسي كرده تا آلودگي خفيف مشخص شود . آلودگي شديد , به آساني با ديدن نقاط سايه روشن در مجاري شفاف تا تيره قابل تشخيص است. در آلودگي شديد و كهنه , رنگ مجاري از قهوه اي تا سياه تغيير مينمايند. ۳- بوسيله يك تيغ تيز از منطقه سينه ، بين بالهاي جلويي و پاهاي مياني ,يك مقطع ,گرفته مي شود . 4- مقاطع را حدود 20 دقيقه در محلول 8% پتاس با حرارت ضعيف , قرار داده ، يا بمدت يك شب در محلول مذكور بدون حرارت , گذاشته شود. 5- اولين جفت مجاري تنفسي سينه ( تراشه ) ، كه با بافت عضلاني پوشانيده شده ، با ميكروسكوپ و عدسي 20 ، قابل رويت است . يا ميتوان با جدا نمودن و انتقال تراشه به اسلايد ديگر و اضافه كردن گليسيرين يا آب , با درشتنمايي بالاتر , مشاهده نمود . 6- جرب ها و تخم ها بآساني از ديواره شفاف مجاري تنفسي ديده ميشوند . اين ساده ترين روش تشخيص آزمايشگاهي در تشخيص آكاريوز است ، كه بوسيله آن آلودگي هاي اوليه تشخيص داده ميشوند و ميتوان ميزان آلودگي را ثبت نمود. آلودگيهاي خفيف با اين روش قابل تشخيص است. در موارد استثنايي نياز به استفاده از درشتنمايي بيشتر است. اگر ضرورت داشته باشد كه براي تفكيك , بين آلودگي خفيف و شديد , از اين آزمايش استفاده شود ، مشاهده تا مرحله دوم انجام ميشود و با ديدن رنگ مجاري ,آلودگي مشخص ميشود. روش تشخيص سريع : يك نمونه حاوي دويست زنبور , بصورت تصادفي از كلني مشكوك , جمع آوري پس از جدا نمودن بالها و پاهاي زنبوران , آنها را در يك ظرف 100 ميلي ليتري , كه يك چهارم آن از آب پر شده , مي ريزيم . نمونه را سه مرتبه و هر بار چند ثانيه با ده هزار دور در دقيقه , بوسيله همزن برقي , يكنواخت ميشود. در صورت لزوم مقداري آب به آن اضافه ميشود . سپس آن را از يك صافي ( با منافذ 8/0 ميلي متر ) عبور داده , حجم آن به 50 ميلي ليتر رسانده شود. مايع صاف شده در دور 1500 , بمدت 5 دقيقه , سانترنيوژ مي گردد. پس از خارج نمودن مايع , به رسوب حاصله , كه حاوي جرب ها ميباشد , چند قطره اسيد لاكتيك اضافه ميشود . بعد از ده دقيقه كه رشته هاي عضلاني حل گرديد ، مقداري از رسوب را روي لام قرار داده, با يك لامل پوشانده ميشود .لام آماده شده و با ميكروسكوپ قابل رويت است . اين تكنيك از روش قبلي سريعتر , اما دقت آن كمتر است. در صورتي كه لازم باشد آلودگي بصورت كلي معين شود از اين روش استفاده ميشود . در اين آزمايش , جرب هاي خارجي , كه از نظر شكل ظاهري شبيه آكاراپيس وودي هستند ، ممكن است مشاهده شوند. اين جربها , بآساني با آكاراپيس وودي اشتباه ميشوند . بنظر ميرسد آنها تهديد جدي براي زنبورداري نباشند.شامل آكاراپيس خارجي[7] كه در ناحيه گردن ديده ميشود. آكاراپيس پشتي[8] كه روي قسمت پشتي كه روي قسمت پشتي سينه زندگي ميكند. و آكاراپيس سرگردان[9] كه در تمام بدن يافت ميشود . اينها از همولنف زنبوران بالغ با سوراخ كردن كيتين در محل هايي كه مقاومت كمتري دارد تغذيه ميكنند. روي بالها ، بين قطعات شكمي، بين سر و سينه تخم ميگذارند. قدرت بيماريزايي آنها قابل چشم پوشي است. 1. از كلني هاي مقاوم به بيماري اقدام به پرورش ملكه شود . و از آن ملكه ها , در ساير كلني ها استفاده شود . 2. از مجاورت با كلني هاي آلوده , پرهيز شود . براي درمان اين آلودگي امروزه از داروهايي با منشاء گياهي از جمله تيمول , منتول , اسيد فرميك و روغنهاي گياهي استفاده ميشود , كه هم براي زنبور كم ضرر است و هم اثر سوء بر محيط زيست ندارد . در منابع آمده است كه , مخلوط روغنهاي گياهي مثل روغن اكاليپتوس و شكر براي درمان اين بيماري , استفاده شده است . استفاده از تيمول در درجه حرارت بالاي 15 و به مقدار 25 -50گرم توصيه شده است. مقدار 25 گرم در آزمايشات اوليه , پاسخ بهتري داده است.
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 18 توسط ح.طباییان
|
|
|||||
|
|||||